خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق و جذابیت معشوق سخن میگوید و او را فراتر از دنیای مادی توصیف میکند. معشوق به عنوان منبع زندگی و معنویت معرفی میشود و جهان مادی در برابر او ناچیز شمرده میشود.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۸۰۰ - در میان جان نشین، کامروز جان دیگری
در میانِ جانْ نِشین، کِامْروز جانِ دیگری
کین جهانْ خیره است در تو، کَزْ جهانِ دیگری ۱
خوش خُرام ای سَروِ جان کامروز جانِ دیگری
خوش بِخَند ای گُلْسِتان کَزْ گُلْسِتانِ دیگری ۲
آبِ خَلْقان رفت جُمله در هوایِ آب و نان
یوسُفا در قَحْطِ عالَم آب و نانِ دیگری ۳
تو جهانِ زندگیّ و این جهانِ بَندگی
تو زِ شاهِ شَهْ نِشان، وَاللَهْ نشانِ دیگری ۴
کین جهانْ خیره است در تو، کَزْ جهانِ دیگری ۱
خوش خُرام ای سَروِ جان کامروز جانِ دیگری
خوش بِخَند ای گُلْسِتان کَزْ گُلْسِتانِ دیگری ۲
آبِ خَلْقان رفت جُمله در هوایِ آب و نان
یوسُفا در قَحْطِ عالَم آب و نانِ دیگری ۳
تو جهانِ زندگیّ و این جهانِ بَندگی
تو زِ شاهِ شَهْ نِشان، وَاللَهْ نشانِ دیگری ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۹۹ - بیگهان شد، بهر رفتن سوی روزن ننگری
گوهر بعدی:غزل ۲۸۰۱ - عاشقان را آتشی، وان گه چه پنهان آتشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.