مولوی : دفتر دوم
بخش ۱۲ - ترسانیدن شخصی زاهدی را کی کم گری تا کور نشوی
زاهِدی را گفت یاری در عَمَل مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۸۵ - بعاشق مژدهکامی صبا از وصل جانان بر
بعاشق مژدهکامی صبا از وصل جانان بر خسرو گلسرخی : خسرو گلسرخی
تساوی
"یک اگر با یک برابر بود ..." هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۱۸۶ - حاش لله! کز رخت چشم افگنم سوی دگر
حاش لله! کز رخت چشم افگنم سوی دگر بابافغانی : مفردات
شماره ۶ - دمی کز تن جدا سازد سرم تیغ جفای تو
دمی کز تن جدا سازد سرم تیغ جفای تو امیر معزی : قطعات
شماره ۲ - شریف خاطر مسعود سعد سلمان را
شریف خاطر مسعود سعد سلمان را میرزا حبیب خراسانی : غزلیات
شماره ۱۲۰ - کاووس کیانی که کیش نام نهادند
کاووس کیانی که کیش نام نهادند همام تبریزی : غزلیات
شماره ۴۸ - چون کرد دیگر آن بت چابک سوار کوچ
چون کرد دیگر آن بت چابک سوار کوچ امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۶۹۳ - همی گویم که وقتی، ز آن مشتاقان مجنون شو
همی گویم که وقتی، ز آن مشتاقان مجنون شو رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیف
پاره ۲۲
بودنی بود، می بیار اکنون بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۱۸۳ - صبحی که گلت به باغ باشد
صبحی که گلت به باغ باشد رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۹ - نباشد زین زمانه بس شگفتی
نباشد زین زمانه بس شگفتی اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۱۳۹ - نگر: مگرد گر آن سر و سیم بر بگذشت؟
نگر: مگرد گر آن سر و سیم بر بگذشت؟ ابن یمین فَرومَدی : قصاید
شمارهٔ ٨۴ - قصیده در مدح معزالدین حسین کرت
شکر این دولت که یارد گفت ز اهل روزگار غزالی : رکن اول - در عبادات
بخش ۲۵ - پیدا کردن حقیقت قرائت و ارکان نماز
بدان که هر کلمتی را که در نماز بباید گفتن، حقیقتی است که باید معلوم بود و باید که گوینده بدان صفت باشد تا صادق بود مثلا معنی «الله اکبر» آن است که «وی بزرگتر است» اگر این معنی نداند، جاهل باشد و اگر داند، ولیکن در دل وی چیزی است بزرگتر از حق تعالی، صادق نباشد، وی را گویند، «این سخن راست است و تو دروغ می گویی»، و هر گه که چیز دیگر را مطیع تر باشد از آن که حق تعالی را، آن چیز نزدیک وی بزرگتر است و معبود و اله وی آن است که وی مطیع اوست، چنان که حق تعالی گفت، «افرایت من اتخذالهه هویه» و چون گفت، «وجهت وجهی» معنی آن است که روی دل از همه عالم بگردانیدم و به حق تعالی آوردم اگر دل وی در این وقت به هیچ چیز دیگر نگران است این سخن وی دروغ است و چون اول سخن در مناجات با حق تعالی دروغ بود خطر آن معلوم باشد و چون گفت، «حنیفا مسلما» دعوی مسلمانی کرد و رسول (ص) گفت که مسلمان آن کس است که مسلمانان از دست و زبان وی سلامت یابند باید که بدین صفت بود یا عزم کند که چنین کند. مولوی : رباعیات
رباعی ۹۸۴ - رو مرکب عشق را قوی ران و مترس
رو مرکب عشق را قوی ران و مترس سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۹۰۳ - ناله ای از من به کام دل نشد انگیخته
ناله ای از من به کام دل نشد انگیخته اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۴۱۴ - هر چه گویم من، ای دبیر، امروز
هر چه گویم من، ای دبیر، امروز عطار نیشابوری : باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه
شماره ۶۱ - هر قطره به کُنْهِ دُرِّ دریا نرسد
هر قطره به کُنْهِ دُرِّ دریا نرسد محتشم کاشانی : رباعیات
رباعی ۷ - روزی که دلم خیال ابروی تو بست
روزی که دلم خیال ابروی تو بست
بخش ۱۲ - ترسانیدن شخصی زاهدی را کی کم گری تا کور نشوی
زاهِدی را گفت یاری در عَمَل مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۸۵ - بعاشق مژدهکامی صبا از وصل جانان بر
بعاشق مژدهکامی صبا از وصل جانان بر خسرو گلسرخی : خسرو گلسرخی
تساوی
"یک اگر با یک برابر بود ..." هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۱۸۶ - حاش لله! کز رخت چشم افگنم سوی دگر
حاش لله! کز رخت چشم افگنم سوی دگر بابافغانی : مفردات
شماره ۶ - دمی کز تن جدا سازد سرم تیغ جفای تو
دمی کز تن جدا سازد سرم تیغ جفای تو امیر معزی : قطعات
شماره ۲ - شریف خاطر مسعود سعد سلمان را
شریف خاطر مسعود سعد سلمان را میرزا حبیب خراسانی : غزلیات
شماره ۱۲۰ - کاووس کیانی که کیش نام نهادند
کاووس کیانی که کیش نام نهادند همام تبریزی : غزلیات
شماره ۴۸ - چون کرد دیگر آن بت چابک سوار کوچ
چون کرد دیگر آن بت چابک سوار کوچ امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۶۹۳ - همی گویم که وقتی، ز آن مشتاقان مجنون شو
همی گویم که وقتی، ز آن مشتاقان مجنون شو رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیف
پاره ۲۲
بودنی بود، می بیار اکنون بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۱۸۳ - صبحی که گلت به باغ باشد
صبحی که گلت به باغ باشد رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۹ - نباشد زین زمانه بس شگفتی
نباشد زین زمانه بس شگفتی اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۱۳۹ - نگر: مگرد گر آن سر و سیم بر بگذشت؟
نگر: مگرد گر آن سر و سیم بر بگذشت؟ ابن یمین فَرومَدی : قصاید
شمارهٔ ٨۴ - قصیده در مدح معزالدین حسین کرت
شکر این دولت که یارد گفت ز اهل روزگار غزالی : رکن اول - در عبادات
بخش ۲۵ - پیدا کردن حقیقت قرائت و ارکان نماز
بدان که هر کلمتی را که در نماز بباید گفتن، حقیقتی است که باید معلوم بود و باید که گوینده بدان صفت باشد تا صادق بود مثلا معنی «الله اکبر» آن است که «وی بزرگتر است» اگر این معنی نداند، جاهل باشد و اگر داند، ولیکن در دل وی چیزی است بزرگتر از حق تعالی، صادق نباشد، وی را گویند، «این سخن راست است و تو دروغ می گویی»، و هر گه که چیز دیگر را مطیع تر باشد از آن که حق تعالی را، آن چیز نزدیک وی بزرگتر است و معبود و اله وی آن است که وی مطیع اوست، چنان که حق تعالی گفت، «افرایت من اتخذالهه هویه» و چون گفت، «وجهت وجهی» معنی آن است که روی دل از همه عالم بگردانیدم و به حق تعالی آوردم اگر دل وی در این وقت به هیچ چیز دیگر نگران است این سخن وی دروغ است و چون اول سخن در مناجات با حق تعالی دروغ بود خطر آن معلوم باشد و چون گفت، «حنیفا مسلما» دعوی مسلمانی کرد و رسول (ص) گفت که مسلمان آن کس است که مسلمانان از دست و زبان وی سلامت یابند باید که بدین صفت بود یا عزم کند که چنین کند. مولوی : رباعیات
رباعی ۹۸۴ - رو مرکب عشق را قوی ران و مترس
رو مرکب عشق را قوی ران و مترس سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۹۰۳ - ناله ای از من به کام دل نشد انگیخته
ناله ای از من به کام دل نشد انگیخته اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۴۱۴ - هر چه گویم من، ای دبیر، امروز
هر چه گویم من، ای دبیر، امروز عطار نیشابوری : باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه
شماره ۶۱ - هر قطره به کُنْهِ دُرِّ دریا نرسد
هر قطره به کُنْهِ دُرِّ دریا نرسد محتشم کاشانی : رباعیات
رباعی ۷ - روزی که دلم خیال ابروی تو بست
روزی که دلم خیال ابروی تو بست