جلال عضد : غزلیّات
شماره ۲۲۰ - از آن ساعت که افتادم جدا از صحبت یاران
از آن ساعت که افتادم جدا از صحبت یاران صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۹۸ - تیر از فراق شست تو می کرد ناله دوش؟
تیر از فراق شست تو می کرد ناله دوش؟ حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۹۴ - هنوز آغاز رعنایی ست عشق سرکش ما را
هنوز آغاز رعنایی ست عشق سرکش ما را صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۲۶۳ - تا چند گرد کعبه بگردم به بوی دل
تا چند گرد کعبه بگردم به بوی دل سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۶۰۹ - ای خوش آن روز که آن سیب ذقن سبز شود
ای خوش آن روز که آن سیب ذقن سبز شود صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۲۱۱ - ز مغز من به صهبا خشکی غم برنمی آید
ز مغز من به صهبا خشکی غم برنمی آید ادیب الممالک : مقطعات
شماره ۱۰۱ - اگر از جفای محمدعلی شه
اگر از جفای محمدعلی شه عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۳۸۷ - به گوش صبر دلا نالهٔ شبانه مکش
به گوش صبر دلا نالهٔ شبانه مکش نیر تبریزی : سایر اشعار
شماره ۱۹ - همه شب چشم من و صبح گریبان تو بود
همه شب چشم من و صبح گریبان تو بود صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۲۴۹ - هوش من از نسیم سحرگاه می رود
هوش من از نسیم سحرگاه می رود کلیم کاشانی : مثنویات
شمارهٔ ۷ - بجهت نقش کردن بر حاشیه سراپرده شاهی
برای سراپرده اش آفتاب حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۱۱ - عاشق حریف حملهٔ شیر دلیر نیست
عاشق حریف حملهٔ شیر دلیر نیست رشیدالدین میبدی : ۷- سورة الاعراف
۱۱ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ چون موسى (ع) بیّنت خویش آشکارا کرد، و حجت خود بنمود ازید بیضا و عصا، و فرعون را گفت: فَأَرْسِلْ مَعِیَ بَنِی إِسْرائِیلَ، فرعون در آن کار فرو ماند. همت قتل موسى کرد. سالاران و مهتران قوم وى را گفتند: کشتن را روى نیست که باین معنى شبهتى در مردم آرى. پندارند که وى راستگوى بود چون او را بکشتى، بگذار تا کذب وى و سحر وى آشکارا شود و مردم بدانند که این مرد جادو است جادوى دانا حاذق. میخواهد که باین جادویى و استادى خویش شما را یعنى فرعون و قبطیان از زمین مصر بیرون کند و ملک شما را زیر زبر گرداند، یعنى که چون میخواهد که بنى اسرائیل را بیرون برد، آن بیرون کردن شما است، که معاش شما از خراج و جزیت ایشان است، و نیز دشمنان شمااند. چون معاش شما بریده گردد و دشمن دست یابد ناچار شما را بیرون کرده باشند. پس فرعون گفت: فَما ذا تَأْمُرُونَ اینجا اضمار است، یعنى: قال فرعون: فَما ذا تَأْمُرُونَ؟ معنى تأمرون تشیرون است، که فرعون ملأ خود را بر خود امر ندیدید.اکنون شما چه اشارت کنید چه بینید و رأى شما در این کار چیست؟ قالُوا أَرْجِهْ بهمزه قراءت مکى و بصرى و شامى و یحیى، اما «هاء» مکى باشباع ضمّه خواند متّصل بواو چنان که اصل اوست. حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۶۲ - گل بی تو مرا به دیده خار است
گل بی تو مرا به دیده خار است قاسم انوار : غزلیات
شماره ۵۰۷ - بیا، ای یار سودایی، بیا، ای جان سرگردان
بیا، ای یار سودایی، بیا، ای جان سرگردان شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : گزیدهٔ غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۱۷ - یاد قدیم
یادم نکرد و شاد حریفی که یاد از او صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۹۵ - اول به ظالمان اثر ظلم می رسد
اول به ظالمان اثر ظلم می رسد نسیمی : غزلیات
شماره ۱۱۴ - عشاق، هوای رخ زیبای تو دارند
عشاق، هوای رخ زیبای تو دارند ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۳۳ - ای در سر تو فتاده سودای عراق
ای در سر تو فتاده سودای عراق سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۶۸ - در بیان آنکه موحدان در هر چه نظر کنند احد را بینند
این عدد از تن است کان عدد است
شماره ۲۲۰ - از آن ساعت که افتادم جدا از صحبت یاران
از آن ساعت که افتادم جدا از صحبت یاران صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۹۸ - تیر از فراق شست تو می کرد ناله دوش؟
تیر از فراق شست تو می کرد ناله دوش؟ حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۹۴ - هنوز آغاز رعنایی ست عشق سرکش ما را
هنوز آغاز رعنایی ست عشق سرکش ما را صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۲۶۳ - تا چند گرد کعبه بگردم به بوی دل
تا چند گرد کعبه بگردم به بوی دل سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۶۰۹ - ای خوش آن روز که آن سیب ذقن سبز شود
ای خوش آن روز که آن سیب ذقن سبز شود صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۲۱۱ - ز مغز من به صهبا خشکی غم برنمی آید
ز مغز من به صهبا خشکی غم برنمی آید ادیب الممالک : مقطعات
شماره ۱۰۱ - اگر از جفای محمدعلی شه
اگر از جفای محمدعلی شه عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۳۸۷ - به گوش صبر دلا نالهٔ شبانه مکش
به گوش صبر دلا نالهٔ شبانه مکش نیر تبریزی : سایر اشعار
شماره ۱۹ - همه شب چشم من و صبح گریبان تو بود
همه شب چشم من و صبح گریبان تو بود صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۲۴۹ - هوش من از نسیم سحرگاه می رود
هوش من از نسیم سحرگاه می رود کلیم کاشانی : مثنویات
شمارهٔ ۷ - بجهت نقش کردن بر حاشیه سراپرده شاهی
برای سراپرده اش آفتاب حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۱۱ - عاشق حریف حملهٔ شیر دلیر نیست
عاشق حریف حملهٔ شیر دلیر نیست رشیدالدین میبدی : ۷- سورة الاعراف
۱۱ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ چون موسى (ع) بیّنت خویش آشکارا کرد، و حجت خود بنمود ازید بیضا و عصا، و فرعون را گفت: فَأَرْسِلْ مَعِیَ بَنِی إِسْرائِیلَ، فرعون در آن کار فرو ماند. همت قتل موسى کرد. سالاران و مهتران قوم وى را گفتند: کشتن را روى نیست که باین معنى شبهتى در مردم آرى. پندارند که وى راستگوى بود چون او را بکشتى، بگذار تا کذب وى و سحر وى آشکارا شود و مردم بدانند که این مرد جادو است جادوى دانا حاذق. میخواهد که باین جادویى و استادى خویش شما را یعنى فرعون و قبطیان از زمین مصر بیرون کند و ملک شما را زیر زبر گرداند، یعنى که چون میخواهد که بنى اسرائیل را بیرون برد، آن بیرون کردن شما است، که معاش شما از خراج و جزیت ایشان است، و نیز دشمنان شمااند. چون معاش شما بریده گردد و دشمن دست یابد ناچار شما را بیرون کرده باشند. پس فرعون گفت: فَما ذا تَأْمُرُونَ اینجا اضمار است، یعنى: قال فرعون: فَما ذا تَأْمُرُونَ؟ معنى تأمرون تشیرون است، که فرعون ملأ خود را بر خود امر ندیدید.اکنون شما چه اشارت کنید چه بینید و رأى شما در این کار چیست؟ قالُوا أَرْجِهْ بهمزه قراءت مکى و بصرى و شامى و یحیى، اما «هاء» مکى باشباع ضمّه خواند متّصل بواو چنان که اصل اوست. حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۶۲ - گل بی تو مرا به دیده خار است
گل بی تو مرا به دیده خار است قاسم انوار : غزلیات
شماره ۵۰۷ - بیا، ای یار سودایی، بیا، ای جان سرگردان
بیا، ای یار سودایی، بیا، ای جان سرگردان شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : گزیدهٔ غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۱۷ - یاد قدیم
یادم نکرد و شاد حریفی که یاد از او صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۹۵ - اول به ظالمان اثر ظلم می رسد
اول به ظالمان اثر ظلم می رسد نسیمی : غزلیات
شماره ۱۱۴ - عشاق، هوای رخ زیبای تو دارند
عشاق، هوای رخ زیبای تو دارند ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۳۳ - ای در سر تو فتاده سودای عراق
ای در سر تو فتاده سودای عراق سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۶۸ - در بیان آنکه موحدان در هر چه نظر کنند احد را بینند
این عدد از تن است کان عدد است