صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۷۱۴ - روح چون تن پرور افتد عاقبت تن می شود
روح چون تن پرور افتد عاقبت تن می شود سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۵ - تا دیدهام آن سیب خوش دوست فریب
تا دیدهام آن سیب خوش دوست فریب بابافغانی : غزلیات
شماره ۹۴ - دیوانه ی ترا هوس گشت باغ نیست
دیوانه ی ترا هوس گشت باغ نیست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۵۰۴ - سالکانی که قدم در ره جانانه زدند
سالکانی که قدم در ره جانانه زدند بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۳۱۸ - با عشق نه نامیست نه ننگم که برآیم
با عشق نه نامیست نه ننگم که برآیم صغیر اصفهانی : ترکیبات
شمارهٔ ۵ - مخمس در مدح خواجه قنبر کننده در خیبر علی علیهالسلام
امشب به هر کجا گذری وادایمن است سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۷۵۹ - ز مستی بر دم تیغ شهادت هر زمان غلتم
ز مستی بر دم تیغ شهادت هر زمان غلتم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۶۹۱ - آنقدر عقل نداریم که فرزانه شویم
آنقدر عقل نداریم که فرزانه شویم سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۴۳۷ - به عشق باده ز خون امید و بیم خورند
به عشق باده ز خون امید و بیم خورند واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۷ - بنرمی میتوان تسخیر کردن خصم سرکش را
بنرمی میتوان تسخیر کردن خصم سرکش را کمال خجندی : غزلیات
شماره ۸۹۹ - چو در جان کرد و دل جا غمزه تو
چو در جان کرد و دل جا غمزه تو صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۹۲۳ - آن را که نیست ذوق وصال شکستگی
آن را که نیست ذوق وصال شکستگی صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۳۱ - بیمهر علی که هست میزان فلاح
بیمهر علی که هست میزان فلاح کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۱۷ - ای دیده ندیده چون تو دلخواهی خوش
ای دیده ندیده چون تو دلخواهی خوش صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۴۹ - یکه تازان جنون چون روی در هامون کنند
یکه تازان جنون چون روی در هامون کنند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۲۵۹ - می دهم گر چه به ظاهر چو قلم داد سخن
می دهم گر چه به ظاهر چو قلم داد سخن رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره
۳ - النوبة الاولی: قوله تعالى: یا أَیُّهَا النَّاسُ اى مردمان، اعْبُدُوا رَبَّکُمُ خداوند خویش را پ
قوله تعالى: یا أَیُّهَا النَّاسُ اى مردمان، اعْبُدُوا رَبَّکُمُ خداوند خویش را پرستید و او را بندگى کنید، الَّذِی خَلَقَکُمْ آن خداوند که شما را او آفرید وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ و ایشان را که پیش از شما بودند لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ تا مگر از خشم و عذاب او پرهیزیدهاید. رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره
۲ - النوبة الاولى: قوله تعالى إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا ایشان که کافر شدند سَواءٌ عَلَیْهِمْ یکسانست
قوله تعالى إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا ایشان که کافر شدند سَواءٌ عَلَیْهِمْ یکسانست بریشان. أَ أَنْذَرْتَهُمْ ایشان را بیم نمایى و آگاه کنى أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ یا بیم ننمایى و آگاه نکنى لا یُؤْمِنُونَ نخواهند گروید. رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره
۱۵ - النوبة الثانیة: قوله تعالى قُلْ إِنْ کانَتْ لَکُمُ الدَّارُ الْآخِرَةُ عِنْدَ اللَّهِ خالِصَةً م
قوله تعالى قُلْ إِنْ کانَتْ لَکُمُ الدَّارُ الْآخِرَةُ عِنْدَ اللَّهِ خالِصَةً مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ مفسران گفتند این آیت بسبب آن فرو آمد که جهودان میگفتند لَنْ یَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ کانَ هُوداً أَوْ نَصارى در بهشت جز جهودان و ترسایان نشوند، اللَّه تعالى گفت تِلْکَ أَمانِیُّهُمْ اینست دروغهاى ساخته و آرزوهاى ایشان، اى رسول من گوى ایشان را که حجت خویش باز نمائید و بیارید اگر مىراست گوئید. ایشان گفتند نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ ما پسران اوئیم و دوستان او، و دوستان و پسران را لا محاله ببهشت خود فرو آرد. رب العالمین گفت پیغامبر من ایشان را گوى اگر چنانست که شما مىگویید که پیروزى در آن و بهشت جاودان شما راست نى دگران، و کس را با شما انبازى نیست در آن پس اگر چنین است مرگ خواهید بآرزو، تا باین ناز و نعیم و نواخت مقیم در رسید. شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : گزیدهٔ غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۰۴ - یوسف گم گشته
یا رب آن یوسف گم گشته به من بازرسان
غزل ۲۷۱۴ - روح چون تن پرور افتد عاقبت تن می شود
روح چون تن پرور افتد عاقبت تن می شود سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۵ - تا دیدهام آن سیب خوش دوست فریب
تا دیدهام آن سیب خوش دوست فریب بابافغانی : غزلیات
شماره ۹۴ - دیوانه ی ترا هوس گشت باغ نیست
دیوانه ی ترا هوس گشت باغ نیست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۵۰۴ - سالکانی که قدم در ره جانانه زدند
سالکانی که قدم در ره جانانه زدند بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۳۱۸ - با عشق نه نامیست نه ننگم که برآیم
با عشق نه نامیست نه ننگم که برآیم صغیر اصفهانی : ترکیبات
شمارهٔ ۵ - مخمس در مدح خواجه قنبر کننده در خیبر علی علیهالسلام
امشب به هر کجا گذری وادایمن است سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۷۵۹ - ز مستی بر دم تیغ شهادت هر زمان غلتم
ز مستی بر دم تیغ شهادت هر زمان غلتم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۶۹۱ - آنقدر عقل نداریم که فرزانه شویم
آنقدر عقل نداریم که فرزانه شویم سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۴۳۷ - به عشق باده ز خون امید و بیم خورند
به عشق باده ز خون امید و بیم خورند واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۷ - بنرمی میتوان تسخیر کردن خصم سرکش را
بنرمی میتوان تسخیر کردن خصم سرکش را کمال خجندی : غزلیات
شماره ۸۹۹ - چو در جان کرد و دل جا غمزه تو
چو در جان کرد و دل جا غمزه تو صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۹۲۳ - آن را که نیست ذوق وصال شکستگی
آن را که نیست ذوق وصال شکستگی صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۳۱ - بیمهر علی که هست میزان فلاح
بیمهر علی که هست میزان فلاح کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۱۷ - ای دیده ندیده چون تو دلخواهی خوش
ای دیده ندیده چون تو دلخواهی خوش صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۴۹ - یکه تازان جنون چون روی در هامون کنند
یکه تازان جنون چون روی در هامون کنند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۲۵۹ - می دهم گر چه به ظاهر چو قلم داد سخن
می دهم گر چه به ظاهر چو قلم داد سخن رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره
۳ - النوبة الاولی: قوله تعالى: یا أَیُّهَا النَّاسُ اى مردمان، اعْبُدُوا رَبَّکُمُ خداوند خویش را پ
قوله تعالى: یا أَیُّهَا النَّاسُ اى مردمان، اعْبُدُوا رَبَّکُمُ خداوند خویش را پرستید و او را بندگى کنید، الَّذِی خَلَقَکُمْ آن خداوند که شما را او آفرید وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ و ایشان را که پیش از شما بودند لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ تا مگر از خشم و عذاب او پرهیزیدهاید. رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره
۲ - النوبة الاولى: قوله تعالى إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا ایشان که کافر شدند سَواءٌ عَلَیْهِمْ یکسانست
قوله تعالى إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا ایشان که کافر شدند سَواءٌ عَلَیْهِمْ یکسانست بریشان. أَ أَنْذَرْتَهُمْ ایشان را بیم نمایى و آگاه کنى أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ یا بیم ننمایى و آگاه نکنى لا یُؤْمِنُونَ نخواهند گروید. رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره
۱۵ - النوبة الثانیة: قوله تعالى قُلْ إِنْ کانَتْ لَکُمُ الدَّارُ الْآخِرَةُ عِنْدَ اللَّهِ خالِصَةً م
قوله تعالى قُلْ إِنْ کانَتْ لَکُمُ الدَّارُ الْآخِرَةُ عِنْدَ اللَّهِ خالِصَةً مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ مفسران گفتند این آیت بسبب آن فرو آمد که جهودان میگفتند لَنْ یَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ کانَ هُوداً أَوْ نَصارى در بهشت جز جهودان و ترسایان نشوند، اللَّه تعالى گفت تِلْکَ أَمانِیُّهُمْ اینست دروغهاى ساخته و آرزوهاى ایشان، اى رسول من گوى ایشان را که حجت خویش باز نمائید و بیارید اگر مىراست گوئید. ایشان گفتند نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ ما پسران اوئیم و دوستان او، و دوستان و پسران را لا محاله ببهشت خود فرو آرد. رب العالمین گفت پیغامبر من ایشان را گوى اگر چنانست که شما مىگویید که پیروزى در آن و بهشت جاودان شما راست نى دگران، و کس را با شما انبازى نیست در آن پس اگر چنین است مرگ خواهید بآرزو، تا باین ناز و نعیم و نواخت مقیم در رسید. شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : گزیدهٔ غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۰۴ - یوسف گم گشته
یا رب آن یوسف گم گشته به من بازرسان