این متن از یک گفتگوی عرفانی بین زاهدی و یارش صحبت میکند که در آن زاهد تأکید میکند که دیدن یا ندیدن جمال حق نباید باعث نگرانی شود. او بیان میکند که عیسی روح (نماد نجاتبخش) همیشه حاضر است و باید از او کمک خواست. همچنین، متن تأکید میکند که نباید به زندگی مادی وابسته بود و باید به درگاه حق متوسل شد. متن با تشبیه بدن به خرگاه روح و کشتی نوح، مفهوم ترک دنیا و رسیدن به آرامش روحی را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی مفاهیم مانند ترک دنیا و وابستگی به معنویت ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
بخش ۱۲ - ترسانیدن شخصی زاهدی را کی کم گری تا کور نشوی
کَم گِری تا چشم را نایَد خَلَل ۱
گفت زاهِد از دو بیرون نیست حال
چَشم بیند یا نَبینَد آن جَمال ۲
گَر بِبینَد نورِ حَقْ خود چه غَم است؟
در وِصالِ حَقْ دو دیده چه کَم است ۳
وَرْ نخواهد دید حَق را، گو بُرو
این چُنین چَشمِ شَقی گو کور شو ۴
غَم مَخور از دیده کان عیسی تو راست
چَپ مَرو تا بَخشَدَت دو چَشمِ راست ۵
عیسیِ روحِ تو با تو حاضر است
نُصْرت از ویْ خواه، کو خوشْ ناصر است ۶
لیکْ بیگارِ تَنِ پُر استخوان
بر دلِ عیسی مَنِهْ تو هر زمان ۷
هَمچو آن اَبْلَه که اَنْدر داستان
ذِکْرِ او کردیم بَهرِ راسْتان ۸
زندگیِّ تَنْ مَجو از عیسیاَت
کامِ فرعونی مَخواه از موسیاَت ۹
بر دلِ خود کَم نِهْ اندیشهٔیْ مَعاش
عیشْ کَم نایَد، تو بر دَرگاه باش ۱۰
این بَدَن خَرگاه آمد روح را
یا مِثالِ کَششتییی مَر نوح را ۱۱
تُرک چون باشد، بِیابَد خَرگَهی
خاصه چون باشد عزیزِ دَرگَهی ۱۲
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.