مجد همگر : رباعیات
شماره ۵۳۸ - از بسکه رسد زخم غمت سوی دلم
از بسکه رسد زخم غمت سوی دلم
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۱۷۲ - او در دل و چون باد صبا در بدرم من
او در دل و چون باد صبا در بدرم من
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۳۸۰ - آنکه نتوان گشت قربانش پری روی من است
آنکه نتوان گشت قربانش پری روی من است
سیف فرغانی : قصاید و قطعات
شماره ۷۹ - ای که اندر ملک گفتی می نهم قانون عدل
ای که اندر ملک گفتی می نهم قانون عدل
سعدی : غزلیات
غزل ۲۴۰ - چه کند بنده که بر جور تحمل نکند
چه کند بنده که بر جور تحمل نکند
اهلی شیرازی : تواریخ
شماره ۳۲ - تاریخ فوت میرزا محمود
دریغ از میرزا محمود خوش خلق
اوحدی مراغه‌ای : منطق‌العشاق
خلاصهٔ سخن
از آن دلدار هر جایی چه خیزد؟
عطار نیشابوری : باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق
شماره ۲۶ - در عشق دلم هیچ نمیسنجد از او
در عشق دلم هیچ نمیسنجد از او
یغمای جندقی : بخش دوم
شماره ۷۵ - دلنواز برادر با جان برابر کامکار من، رشحی از رشحات قلم محبت در تراوش آمده بود حد
دلنواز برادر با جان برابر کامکار من، رشحی از رشحات قلم محبت در تراوش آمده بود حدیقه خاطر محزون را قرین طراوت نمود، دیده در راه انتظار سفید را از مدادی سوادی بخشود، فرد:
ظهیرالدین فاریابی : قطعات
شماره ۸۶ - خدایگانا معلوم رای روشن توست
خدایگانا معلوم رای روشن توست
هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۳۷۰ - ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۴۳ - خوش آنکه مرا وصل تن سیمنتی بود
خوش آنکه مرا وصل تن سیمنتی بود
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۴۶۷ - در جهان ما دلبری خواهیم کرد
در جهان ما دلبری خواهیم کرد
مولوی : غزلیات
غزل ۱۴۱۵ - ز فرزین بند آن رخ من چه شهماتم، چه شهماتم
ز ِفَرزین بَندِ آن رُخْ من چه شَهْماتَم، چه شَهْماتَم
اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۵۴۴ - توفیق در این بادیه رهبر نشناسد
توفیق در این بادیه رهبر نشناسد
نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۲۳۸ - خوشا عشق و نیاز نازنینی
خوشا عشق و نیاز نازنینی
سعیدا : غزلیات
شماره ۲۰۱ - زینهار چون حباب مپرس از نشان صبح
زینهار چون حباب مپرس از نشان صبح
همام تبریزی : غزلیات
شماره ۲۰۴ - کو جوانی تا فدای عشق خوبان کردمی
کو جوانی تا فدای عشق خوبان کردمی
خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۲۵۲ - الهی چون بدانستم که توانگری درویشی است دوست درویشم چون وعدهٔ دیدار دوست کردی غلا
الهی چون بدانستم که توانگری درویشی است دوست درویشم چون وعدهٔ دیدار دوست کردی غلام دیدهٔ خویشم.
امیر پازواری : هفت‌بیتی‌ها
شماره ۷ - عجب خشه که طالع کسی‌ره یاره
عجب خشه که طالع کسی‌ره یاره