هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی سخن میگوید و بیان میکند که چگونه عشق به معشوق تمام وجودش را فرا گرفته و او را از هر چیز دیگری بینیاز کرده است. شاعر از تحمل سختیها برای معشوق و بیتوجهی به دنیا و مادیات سخن میگوید و تأکید میکند که تنها عشق معشوق برایش اهمیت دارد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیدهی شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۴۰ - چه کند بنده که بر جور تحمل نکند
چه کند بنده که بر جور تحمل نکند
دل اگر تنگ شود مهر تبدل نکند ۱
دل و دین در سر کارت شد و بسیاری نیست
سر و جان خواه که دیوانه تأمل نکند ۲
سحر گویند حرامست در این عهد ولیک
چشمت آن کرد که هاروت به بابل نکند ۳
غرقه در بحر عمیق تو چنان بیخبرم
که مبادا که چه دریام (؟) به ساحل نکند ۴
به گلستان نروم تا تو در آغوش منی
بلبل ار روی تو بیند طلب گل نکند ۵
هر که با دوست چو سعدی نفسی خوش دریافت
چیز و کس در نظرش باز تخیل نکند ۶
دل اگر تنگ شود مهر تبدل نکند ۱
دل و دین در سر کارت شد و بسیاری نیست
سر و جان خواه که دیوانه تأمل نکند ۲
سحر گویند حرامست در این عهد ولیک
چشمت آن کرد که هاروت به بابل نکند ۳
غرقه در بحر عمیق تو چنان بیخبرم
که مبادا که چه دریام (؟) به ساحل نکند ۴
به گلستان نروم تا تو در آغوش منی
بلبل ار روی تو بیند طلب گل نکند ۵
هر که با دوست چو سعدی نفسی خوش دریافت
چیز و کس در نظرش باز تخیل نکند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۶۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۹ - کسی که روی تو بیند نگه به کس نکند
گوهر بعدی:غزل ۲۴۱ - میل بین کان سروبالا میکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.