جامی : تحفة‌الاحرار
بخش ۵ - مناجات دوم متضمن اشارت به آنکه حقیقت حق وجود صرف است و هستی مطلق جل ذکره و عم بره
ای علم هستی ما با تو پست
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۰۰۸ - گل از عذار تو چیدن ز من نمی آید
گل از عذار تو چیدن ز من نمی آید
سحاب اصفهانی : غزلیات
شماره ۸۸ - جان کیست ندانم که در این شهر برایت
جان کیست ندانم که در این شهر برایت
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۶۱۱ - تیغ بردار که چون حوصله بی تاب شود
تیغ بردار که چون حوصله بی تاب شود
مولوی : غزلیات
غزل ۱۴۹۶ - چه دیدم خواب شب، کامروز مستم؟
چه دیدم خوابْ شب، کِامْروز مَستم؟
رشیدالدین میبدی : ۱۰۳- سورة العصر- مکیة
النوبة الثانیة
این سورة «العصر» سه آیتست، چهارده کلمه، شصت و هشت حرف. جمله به مکّه فرو آمد، آن گه که رسول خدا (ص) خواست که هجرت کند و به مدینه شود.
بابافغانی : غزلیات
شماره ۱۲۰ - ما را ز نوبهار گل روی او ببست
ما را ز نوبهار گل روی او ببست
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۲۴ - کنند تازه خطان مشکسود داغ مرا
کنند تازه خطان مشکسود داغ مرا
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۰۳۰ - دست رد مشکل بود بر توشه عقبی زدن
دست رد مشکل بود بر توشه عقبی زدن
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۵۲۵ - ترا چون صبح خندان آفریدند
ترا چون صبح خندان آفریدند
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۴۲۷ - از ما مپیچ رو، که غریبیم و تلخ کام
از ما مپیچ رو، که غریبیم و تلخ کام
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۸۲۸ - کسی تا چند مغلوب شراب لاله گون گردد؟
کسی تا چند مغلوب شراب لاله گون گردد؟
ملک‌الشعرای بهار : قصاید
قصیدهٔ ۲۸
مغز من اقلیم دانش، فکرتم بیدای او
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۷۲۰ - کنون که با تو مکان در یک انجمن دارم
کنون که با تو مکان در یک انجمن دارم
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٣٩۴ - ای نسیم صبحدم از بخت نیک ار باشدت
ای نسیم صبحدم از بخت نیک ار باشدت
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۹۴۰ - شاهنشهی است عشق که عالم گدای اوست
شاهنشهی است عشق که عالم گدای اوست
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۰۴۲ - امید دلگشاییم از ماه عید نیست
امید دلگشاییم از ماه عید نیست
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۰۶۹ - ز اکسیر قناعت خاک شکر می تواند شد
ز اکسیر قناعت خاک شکر می تواند شد
ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۵ - چشم تو که با جهان عتاب است او را
چشم تو که با جهان عتاب است او را
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۳۸۳ - قطره آن کس که پی آب به ظلمت می زد
قطره آن کس که پی آب به ظلمت می زد