خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه از عشق، جدایی، رنج و امید سخن می‌گوید. شاعر از وصل یار، درد هجران، اسارت در قفس عشق و غیرت می‌نالد و در نهایت به امید دیدار یار و پایان رنج‌ها اشاره می‌کند.

مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین برخی مضامین مانند غیرت و رنج عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۸۵ - بعاشق مژده‌کامی صبا از وصل جانان بر

بعاشق مژده‌کامی صبا از وصل جانان بر
نوید قطره‌ای بر تشنه‌ای از آب حیوان بر ۱

بوصلت کرده‌ام خو از پی قتلم مکش خنجر
اگر خواهی کشی در خاک و خونم نام هجران بر ۲

صبا خون شد اسیران قفس را دل ز مهجوری
پیامی زین گرفتاران بمرغان گلستان بر ۳

تو شمع بزم غیری هر شب و من سوزم از غیرت
چه خواهد شد شبی هم با سیه‌روزی بپایان بر ۴

بحسرت رفتم از کوی تو و اکنون که من رفتم
بیا گو غیر ازین گلشن چو گلچین گل بدامان بر ۵

بشکر اینکه از رخ رشک ماه و غیرت مهری
شبی با ما بانجام آور و روزی بپایان بر ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۸۴ - آن خط چون سبزه به بین آن رخ چون لاله نگر
گوهر بعدی:شماره ۱۸۶ - ز خود بریدم و ترک تو مشکلست هنوز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.