خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این اشعار از درد فراق و عشق ناکام سخن میگوید. او از جدایی از معشوق و زخمهای عشق رنج میبرد و هنوز تحت تأثیر این دردهاست. طبیعت و عناصر مختلف مانند گرد و غبار و دریاها نیز درگیر این عشق و اندوه هستند.
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۸۶ - ز خود بریدم و ترک تو مشکلست هنوز
ز خود بریدم و ترک تو مشکلست هنوز
هلاک گشتم و داغ تو در دلست هنوز ۱
قیامت آمد و آسوده خفته کشته عشق
که محو چاشنی زخم قاتل است هنوز ۲
زپا نشسته پی ناقه گرد صد مجنون
غبار ماست که دنبال محملست هنوز ۳
ز آه سوختگانت سراب شد صد بحر
زمین کوی تو از گریهام گل است هنوز ۴
هلاک گشتم و داغ تو در دلست هنوز ۱
قیامت آمد و آسوده خفته کشته عشق
که محو چاشنی زخم قاتل است هنوز ۲
زپا نشسته پی ناقه گرد صد مجنون
غبار ماست که دنبال محملست هنوز ۳
ز آه سوختگانت سراب شد صد بحر
زمین کوی تو از گریهام گل است هنوز ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۵ - بعاشق مژدهکامی صبا از وصل جانان بر
گوهر بعدی:شماره ۱۸۷ - جادربر من کرده نگاری نه و هرگز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.