سعدی : غزلیات
غزل ۴۵ - ما امید از طاعت و چشم از ثواب افکندهایم
ما امید از طاعت و چشم از ثواب افکندهایم مولوی : دفتر چهارم
بخش ۷۸ - جواب گفتن مصطفی علیهالسلام اعتراض کننده را
در حُضورِ مُصْطَفایِ قَندخو اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۵۲ - گه مست و بیخبر ز می صاف وحدتیم
گه مست و بیخبر ز می صاف وحدتیم آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۲۳۳ - توئی که به زگل و مشگ رنگ و بو داری
توئی که به زگل و مشگ رنگ و بو داری سعدی : قطعات
شماره ۷۷ - حریف عمر به سر برده در فسوق و فجور
حریف عمر به سر برده در فسوق و فجور صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۵۹۸ - ختم است بر خرام تو راه نظر زدن
ختم است بر خرام تو راه نظر زدن قطران تبریزی : مقطعات
شماره ۸۳ - ایا چراغ شهان جهان امیر اجل
ایا چراغ شهان جهان امیر اجل یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۴۹ - به ساسان میرزا پسر بهاءالدوله نوشته
سرکار ساسان را بنده ام و گوهر پاکش را به خداوندی پرستنده این چند روزه که میان سرکار و من بنده جدائی خاست، ندانم بنیاد کار بر چه گذاشته و از نامه خطر و دستان چه نگاشته شنبه تا آدینه یک هفته راه است این هفته در آن راه های نرفته چه گامی فشرده و کدام بیابان نپیموده به پایان برده. راستی را در آموختن سردی و اندوختن را دور از جان سایه پرورد سرکاری بسیار تن آسا و بی درد. در بالا و پیکر مرد کارزاری و به خواندن و نگاشتن کودک شیرخوار. اگر کار نگارش این است و شمار گزارش چنین، هم پیش کودکان دبستان مشت سرکار وا خواهد شد، و هم این پیر شکسته نزد یاران شبستان رسوا خواهد گشت. تا زود است و هنوز آموزگاری من و هنر اندوزی شما راز دهن ها و افسانه انجمن ها نیست، خوشتر آنکه هم تو همان راه پیشینه پیش آری و هم من از دست تو دو پای دیگر وام کرده چار اسبه سر خویش گیرم. عطار نیشابوری : باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم
شماره ۳ - سرمایهٔ عالم درمی بیش نبود
سرمایهٔ عالم درمی بیش نبود اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۲۹۳ - تو آفتابی و خلقت چو سایه بر اثرند
تو آفتابی و خلقت چو سایه بر اثرند ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۷۸ - دی تازه گلی ز گلشن آورد نسیم
دی تازه گلی ز گلشن آورد نسیم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۳۸۷ - زان دهن انگشتر زنهار می باید گرفت
زان دهن انگشتر زنهار می باید گرفت خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۷۰۵ - کی آمدی ز تتار ای صبای مشک نسیم
کی آمدی ز تتار ای صبای مشک نسیم سعدی : غزلیات
غزل ۶۰۵ - سروقدی میان انجمنی
سروقدی میان انجمنی ایرج میرزا : قصیده ها
در ستایش نظام السلطنه مافی و اسب خواستن از وی
خواب دیدم که خدا بال و پری داده مرا رشیدالدین میبدی : ۴۰- سورة المؤمن- مکیة
۴ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ مفسران را در این آیه سه قول است، قومى گفتند: دعا بمعنى عبادت است و استجابت بمعنى اثابت، اى اعبدونى و وحدونى اثبکم و اغفر لکم، لمّا عبر عن العبادة بالدّعاء جعل الإثابة استجابة. مىگوید مرا پرستید و مرا معبود خود دانید یگانه تا شما را ثواب پرستش دهم نعیم باقى و ملک جاودانه. و خبر درست است که رسول خدا (ص) گفت. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۵۲۲ - زبان شکوه فرسودی ز چرخ بیوفا دارم
زبان شکوه فرسودی ز چرخ بیوفا دارم صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۹۹ - شرح حال من و زلف تو که در گلشن گفت
شرح حال من و زلف تو که در گلشن گفت محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۳۷ - هزارگونه متاع است ناز را به دکانش
هزارگونه متاع است ناز را به دکانش سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۹۷ - دلم با عشق آن بت کار دارد
دلم با عشق آن بت کار دارد
غزل ۴۵ - ما امید از طاعت و چشم از ثواب افکندهایم
ما امید از طاعت و چشم از ثواب افکندهایم مولوی : دفتر چهارم
بخش ۷۸ - جواب گفتن مصطفی علیهالسلام اعتراض کننده را
در حُضورِ مُصْطَفایِ قَندخو اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۵۲ - گه مست و بیخبر ز می صاف وحدتیم
گه مست و بیخبر ز می صاف وحدتیم آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۲۳۳ - توئی که به زگل و مشگ رنگ و بو داری
توئی که به زگل و مشگ رنگ و بو داری سعدی : قطعات
شماره ۷۷ - حریف عمر به سر برده در فسوق و فجور
حریف عمر به سر برده در فسوق و فجور صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۵۹۸ - ختم است بر خرام تو راه نظر زدن
ختم است بر خرام تو راه نظر زدن قطران تبریزی : مقطعات
شماره ۸۳ - ایا چراغ شهان جهان امیر اجل
ایا چراغ شهان جهان امیر اجل یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۴۹ - به ساسان میرزا پسر بهاءالدوله نوشته
سرکار ساسان را بنده ام و گوهر پاکش را به خداوندی پرستنده این چند روزه که میان سرکار و من بنده جدائی خاست، ندانم بنیاد کار بر چه گذاشته و از نامه خطر و دستان چه نگاشته شنبه تا آدینه یک هفته راه است این هفته در آن راه های نرفته چه گامی فشرده و کدام بیابان نپیموده به پایان برده. راستی را در آموختن سردی و اندوختن را دور از جان سایه پرورد سرکاری بسیار تن آسا و بی درد. در بالا و پیکر مرد کارزاری و به خواندن و نگاشتن کودک شیرخوار. اگر کار نگارش این است و شمار گزارش چنین، هم پیش کودکان دبستان مشت سرکار وا خواهد شد، و هم این پیر شکسته نزد یاران شبستان رسوا خواهد گشت. تا زود است و هنوز آموزگاری من و هنر اندوزی شما راز دهن ها و افسانه انجمن ها نیست، خوشتر آنکه هم تو همان راه پیشینه پیش آری و هم من از دست تو دو پای دیگر وام کرده چار اسبه سر خویش گیرم. عطار نیشابوری : باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم
شماره ۳ - سرمایهٔ عالم درمی بیش نبود
سرمایهٔ عالم درمی بیش نبود اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۲۹۳ - تو آفتابی و خلقت چو سایه بر اثرند
تو آفتابی و خلقت چو سایه بر اثرند ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۷۸ - دی تازه گلی ز گلشن آورد نسیم
دی تازه گلی ز گلشن آورد نسیم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۳۸۷ - زان دهن انگشتر زنهار می باید گرفت
زان دهن انگشتر زنهار می باید گرفت خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۷۰۵ - کی آمدی ز تتار ای صبای مشک نسیم
کی آمدی ز تتار ای صبای مشک نسیم سعدی : غزلیات
غزل ۶۰۵ - سروقدی میان انجمنی
سروقدی میان انجمنی ایرج میرزا : قصیده ها
در ستایش نظام السلطنه مافی و اسب خواستن از وی
خواب دیدم که خدا بال و پری داده مرا رشیدالدین میبدی : ۴۰- سورة المؤمن- مکیة
۴ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ مفسران را در این آیه سه قول است، قومى گفتند: دعا بمعنى عبادت است و استجابت بمعنى اثابت، اى اعبدونى و وحدونى اثبکم و اغفر لکم، لمّا عبر عن العبادة بالدّعاء جعل الإثابة استجابة. مىگوید مرا پرستید و مرا معبود خود دانید یگانه تا شما را ثواب پرستش دهم نعیم باقى و ملک جاودانه. و خبر درست است که رسول خدا (ص) گفت. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۵۲۲ - زبان شکوه فرسودی ز چرخ بیوفا دارم
زبان شکوه فرسودی ز چرخ بیوفا دارم صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۹۹ - شرح حال من و زلف تو که در گلشن گفت
شرح حال من و زلف تو که در گلشن گفت محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۳۷ - هزارگونه متاع است ناز را به دکانش
هزارگونه متاع است ناز را به دکانش سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۹۷ - دلم با عشق آن بت کار دارد
دلم با عشق آن بت کار دارد