ملا احمد نراقی : مثنوی طاقدیس
بخش ۲۲۲ - بیرون آمدن جوان خارکن از معبد خود و رفتن به سراپرده ی سلطان
در بر آن خار کن با صد نیاز واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۴۶۴ - چشم پیکانت، نگاهی کرده روزی سوی دل
چشم پیکانت، نگاهی کرده روزی سوی دل سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۳۶۰ - جز یاد تو دل بهر چه بستم توبه
جز یاد تو دل بهر چه بستم توبه محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۲۱۲ - ای گل به کس این خوبی بسیار نمیماند
ای گل به کس این خوبی بسیار نمیماند خلیلالله خلیلی : رباعیات
رباعی ۲۶ - عارف به دل ذره جهان می بیند
عارف به دل ذره جهان می بیند رودکی : قصاید و قطعات
شماره ۴۳ - تا کی گویی که: اهل گیتی
تا کی گویی که: اهل گیتی ترانه های کودکانه : بخش اول
بچه خندونش خوبه
گل تو گلدونش خوبه میرداماد : غزلیات
شماره ۱۹ - کافرم با دردم ار هرگز به درمان کار هست
کافرم با دردم ار هرگز به درمان کار هست جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۹۴۱ - تا جهانست به سر گرد جهان می گردم
تا جهانست به سر گرد جهان می گردم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۲۵ - موج سراب دنیا، شمشیر آبدارست
موج سراب دنیا، شمشیر آبدارست اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۱۲۲ - آنکه شب روز طرب کرد ز روی چو مهم
آنکه شب روز طرب کرد ز روی چو مهم مولوی : دفتر اول
بخش ۷۰ - پا واپس کشیدن خرگوش از شیر چون نزدیک چاه رسید
چون که نَزدِ چاه آمد شیر، دید اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۵۱ - یا رب تو مرا به آبرو فرمان بخش
یا رب تو مرا به آبرو فرمان بخش غزالی : عنوان چهارم - در معرفت آخرت
فصل نهم
همانا که گویی از ظاهر شرع معلوم است که این اژدرها ببینند به چشم سر، آن اژدرها که در میان جان است دیدنی نیست بدان که این اژدرها دیدنی است، ولکن هم مرده بیند و کسانی که در این عالم باشند نبینند که چیز را که از آن عالم باشد، به چشم این عالم نتوان دید و این اژدرها، مرده را متمثل تا همچنان می بیند که در این جهان می بیند ولکن تو نبینی، چنان که خفته، بسیار بیند که وی را مار می گزد و آن که در بر وی نشسته باشد نبیند و آن مار خفته را موجود است و رنج وی را حاصل و در حق بیدار معدوم است و از آن که بیدار وی را نمی بیند، از رنج وی هیچ چیز کمتر نشود. قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۲۰۵ - ای قدّ تو چون معنی برجسته مصرع
ای قدّ تو چون معنی برجسته مصرع بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۱۳۴ - هیهات تا که از نظرم رفت دلبرم
هیهات تا که از نظرم رفت دلبرم سعیدا : غزلیات
شماره ۳۴۵ - دوستان از سر این تودهٔ غم برخیزید
دوستان از سر این تودهٔ غم برخیزید سعیدا : غزلیات
شماره ۳۰۰ - دار نی در کشتن منصور برپا کرده اند
دار نی در کشتن منصور برپا کرده اند امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۵۷۰ - گل کیست تا به پات رسد یا مرا بکش
گل کیست تا به پات رسد یا مرا بکش اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۱۹۷ - جانا ز دو چِشم من خیالت که برد
جانا ز دو چِشم من خیالت که برد
بخش ۲۲۲ - بیرون آمدن جوان خارکن از معبد خود و رفتن به سراپرده ی سلطان
در بر آن خار کن با صد نیاز واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۴۶۴ - چشم پیکانت، نگاهی کرده روزی سوی دل
چشم پیکانت، نگاهی کرده روزی سوی دل سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۳۶۰ - جز یاد تو دل بهر چه بستم توبه
جز یاد تو دل بهر چه بستم توبه محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۲۱۲ - ای گل به کس این خوبی بسیار نمیماند
ای گل به کس این خوبی بسیار نمیماند خلیلالله خلیلی : رباعیات
رباعی ۲۶ - عارف به دل ذره جهان می بیند
عارف به دل ذره جهان می بیند رودکی : قصاید و قطعات
شماره ۴۳ - تا کی گویی که: اهل گیتی
تا کی گویی که: اهل گیتی ترانه های کودکانه : بخش اول
بچه خندونش خوبه
گل تو گلدونش خوبه میرداماد : غزلیات
شماره ۱۹ - کافرم با دردم ار هرگز به درمان کار هست
کافرم با دردم ار هرگز به درمان کار هست جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۹۴۱ - تا جهانست به سر گرد جهان می گردم
تا جهانست به سر گرد جهان می گردم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۲۵ - موج سراب دنیا، شمشیر آبدارست
موج سراب دنیا، شمشیر آبدارست اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۱۲۲ - آنکه شب روز طرب کرد ز روی چو مهم
آنکه شب روز طرب کرد ز روی چو مهم مولوی : دفتر اول
بخش ۷۰ - پا واپس کشیدن خرگوش از شیر چون نزدیک چاه رسید
چون که نَزدِ چاه آمد شیر، دید اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۵۱ - یا رب تو مرا به آبرو فرمان بخش
یا رب تو مرا به آبرو فرمان بخش غزالی : عنوان چهارم - در معرفت آخرت
فصل نهم
همانا که گویی از ظاهر شرع معلوم است که این اژدرها ببینند به چشم سر، آن اژدرها که در میان جان است دیدنی نیست بدان که این اژدرها دیدنی است، ولکن هم مرده بیند و کسانی که در این عالم باشند نبینند که چیز را که از آن عالم باشد، به چشم این عالم نتوان دید و این اژدرها، مرده را متمثل تا همچنان می بیند که در این جهان می بیند ولکن تو نبینی، چنان که خفته، بسیار بیند که وی را مار می گزد و آن که در بر وی نشسته باشد نبیند و آن مار خفته را موجود است و رنج وی را حاصل و در حق بیدار معدوم است و از آن که بیدار وی را نمی بیند، از رنج وی هیچ چیز کمتر نشود. قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۲۰۵ - ای قدّ تو چون معنی برجسته مصرع
ای قدّ تو چون معنی برجسته مصرع بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۱۳۴ - هیهات تا که از نظرم رفت دلبرم
هیهات تا که از نظرم رفت دلبرم سعیدا : غزلیات
شماره ۳۴۵ - دوستان از سر این تودهٔ غم برخیزید
دوستان از سر این تودهٔ غم برخیزید سعیدا : غزلیات
شماره ۳۰۰ - دار نی در کشتن منصور برپا کرده اند
دار نی در کشتن منصور برپا کرده اند امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۵۷۰ - گل کیست تا به پات رسد یا مرا بکش
گل کیست تا به پات رسد یا مرا بکش اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۱۹۷ - جانا ز دو چِشم من خیالت که برد
جانا ز دو چِشم من خیالت که برد