رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۱۰۲ - علی رامتینی بخارایی علیه الرحمه
نامش علی النّساج ملقب به خواجه عزیزان. از اهل رامتین مِنْمضافات بخارا و از اعاظم طبقهٔ نقشبندیه. مرید خواجه فغنوی. مولوی در مدح او فرموده است:
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۳۸۸ - گر ما گوییم‌، ماکجاییم
گر ما گوییم‌، ماکجاییم
مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۲ - خاکم چو سپهر کینه‌جو خواهد ساخت
خاکم چو سپهر کینه‌جو خواهد ساخت
اثیر اخسیکتی : قصاید
شمارهٔ ۵۰ - مدح حجت الاسلام رکن الدین حافظ همدانی
رمضان سایه رحیل افکند
حافظ : غزلیات
غزل ۸۲ - آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت
آن تُرکِ پَری چِهره که دوش اَز بَرِ ما رَفت
آرایه های ادبی : بیان
تشخیص (آدم نمایی، انسان انگاری، شخصیت بخشی)
نسبت دادن حالات و رفتار آدمی به دیگر پدیده های خلقت است. (دادن شخصیت انسانی به موجوداتی غیر از انسان) مثال 1: برگ های سبز درخت در وزش نسیم به رقص در می آیند. توضیح: رقصیدن یکی از حالات و رفتار انسانی است که در این جا به برگهای درخت نسبت داده شده است. مثال 2: سحر در شاخسار بوستانی چه خوش می گفت مرغ نغمه خوانی نکته: هر موجودی غیر از انسان در کلام «منادا» قرار گیرد آن کلام دارای تشخیص است. مثال: ای دیو سپید پای در بند ای گنبد گیتی ای دماوند نکته: همانطور که اشاره شد استعاره مکنیه ای که، مشبه به آن «انسان» باشد، تشخیص خواهد بود چه به صورت ترکیب اضافی باشد یا غیر اضافی. مثال: ابر می گرید و می خندد از آن گریه چمن. توضیح: در مثال فوق دو تشخیص به کار رفته است، گریه را به ابر نسبت داده است و خنده را به چمن. توجه: ترکیباتی نظیر: دست روزگار، پای اوهام، دست اجل، قهقه قشنگ، حیثیت مرگ، زبان سوسن، دهن لاله و ... همگی اضافه استعاری مکنیه (تشخیص) هستند. نکته: همه تشخیص ها استعاره مکنیه می باشند، اما استعاره مکنیه زمانی تشخیص است که «مشبه به» آن انسان باشد. مثال 1: اختر شب در کنار کوهساران، سر خم می کند. توضیح: اختر شب به «انسانی» تشبیه شده که سرش را خم می کند اما خود «انسان» مشبه به است، نیامده است. مثال 2: دیده عقل مست تو چرخه ی چرخ پست تو. توضیح: عقل را به انسانی تشبیه کرده و «دیده» که یکی از ویژگی های انسان است به آن اضافه شده است. مثال 3: به صحرا شدم عشق باریده بود. توضیح: عشق را به بارانی تشبیه کرده که ببارد. تذکر: همان طور که گفته شد چون مثال (1) و (2) «مشبه به» آن ها انسان بوده دارای استعاره مکنیه و تشخیص است اما در مثال (3) «مشبه به» باران است، لذا فقط استعاره ی مکنیه داریم.
اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
بگو از من به پرویزان این عصر
بگو از من به پرویزان این عصر
انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۴ - در وصف کوشک صدر سعید ابوالحسن عمرانی
حبذا کارنامهٔ ارتنگ
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۵۴ - ای گشته سراسیمه به دریای تو من
ای گشته سراسیمه به دریای تو من
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۴۴ - هرکس به سخا زنده بود، مرگ ندارد
هرکس به سخا زنده بود، مرگ ندارد
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۶۲ - در سابقه چون قرار عالم دادند
در سابقه چون قرار عالم دادند
عطار نیشابوری : باب بیستم: در ذُلّ و بار كشیدن و یكرنگی گزیدن
شماره ۲۶ - نه در ره اقرار، قراری داری
نه در ره اقرار، قراری داری
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۵۰۶ - سری راکه سودا ز سامان برآرد
سری راکه سودا ز سامان برآرد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۰۸ - عمر تو که بر خیره چنان ضایع شد
عمر تو که بر خیره چنان ضایع شد
امیر معزی : رباعیات
شماره ۲۷ - ای شاه زمانه بخت پیروز تو راست
ای شاه زمانه بخت پیروز تو راست
اوحدی مراغه‌ای : منطق‌العشاق
شنیدن معشوق سخن عاشق
به دست قاصدی داد این حکایت
نشاط اصفهانی : مثنویات
شماره ۲ - ای طفیل بود تو بود همه
ای طفیل بود تو بود همه
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۴۰ - ای بی نیاز ذات تو از هر نیاز ما
ای بی نیاز ذات تو از هر نیاز ما
امیر معزی : قصاید
شماره ۳۰۳ - جاوید ز یادِ خسروِ عالم
جاوید ز یادِ خسروِ عالم
امام خمینی : غزلیات
دریای فنا
کاش، روزی به سر کوی توام منزل بود