اهلی شیرازی : قصاید
شمارهٔ ۴۰ - در مدح میر نجم الدین محمود گوید
چو قتل اهل دل از غمزه تیر یار کند
سیدعلی حسینی خامنه ای : غزلیات
مناجات ناشنوایان - ما خیل بندگانیم ما را تو می‌شناسی
ما خیل بندگانیم ما را تو می‌شناسی
وفایی شوشتری : مدایح و مراثی
شمارهٔ ۲۹ - در مدح حضرت رضا (ع)
ای خاک طوس چشم مرا، توتیا تویی
غروی اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۲۵ - اگر مشتاق جانانی مکن جانا گران جانی
اگر مشتاق جانانی مکن جانا گران جانی
وفایی شوشتری : مدایح و مراثی
شمارهٔ ۴۳ - تجدید مطلع
به حکم شاه دین بر کوفه رفتن چون مصمّم شد
مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۱۴ - هر بت که برافروخت رخ از جام غرور
هر بت که برافروخت رخ از جام غرور
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۲۲۲ - هرگز دلم ملول نگشت از جفای او
هرگز دلم ملول نگشت از جفای او
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۷۴ - تا روز همه شب از هوس بیدارم
تا روز همه شب از هوس بیدارم
قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۳۳ - لب شود ریش ار برد نام دل‌افگار ما
لب شود ریش ار برد نام دل‌افگار ما
نجم‌الدین رازی : سایر اشعار
شماره ۱۰ - ساقی تو بیار باده ز آن پیش
ساقی تو بیار باده ز آن پیش
بلند اقبال : ترجیعات
شماره ۱ - ای ز عشق تو در بلا دل من
ای ز عشق تو در بلا دل من
غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۴۸ - آداب ستدن عطا
اما آداب ستدن عطا آن است که هرچه از شهبت بود نستاند و هرچه زیادت از حاجت وی بود طلب نکند و نستاند، مگر که به خدمت درویشان مشغول بود. پس اگر در ملاء بستاند و در سر بدهد این درجه صدیقان است و اگر طاقت این ندارد که خود بدهد با خداوند بگوید تا به مستحق رساند، اما مهم است نیت دهنده گوش داشتن که آن به هدیه بود یا به صدقه یا به ریا.
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۶٠۴ - روزی گذر فتاد مرا از قضای چرخ
روزی گذر فتاد مرا از قضای چرخ
ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل ۳۲ - ره و رهبر دلا محبت اوست
ره و رهبر دلا محبت اوست
سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۲۰۶ - ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی
ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی
حافظ : غزلیات
غزل ۱۷۵ - صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
ادیب صابر : قصاید
شماره ۹۵ - گر صد یک از جمال تو در مشتریستی
گر صد یک از جمال تو در مشتریستی
سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۳۰۳ - کاتب
دلبر کاتب خط او کرده چشمم را سیاه
ابوالحسن فراهانی : غزلیات ناتمام
شماره ۴۹ - نگویم حال خود از حال من گوبی خبر باشد
نگویم حال خود از حال من گوبی خبر باشد
ادیب الممالک : قصاید
شماره ۹ - چون مرد پیشه کرد شکیب و ثبات را
چون مرد پیشه کرد شکیب و ثبات را