خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر حافظ از بهار و طراوت طبیعت سخن میگوید و از شادی و عیش و نوش در این فصل یاد میکند. شاعر از تغییرات طبیعت و تأثیر آن بر روح و روان انسان صحبت میکند و به مخاطب توصیه میکند که از این لحظات لذت ببرد. همچنین، حافظ از ریا و تظاهر در زهد انتقاد میکند و به سوی میو میخانه روی میآورد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به میو میخانه ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۱۷۵ - صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد ۱
هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای
درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد ۲
تنور لاله چنان برفروخت باد بهار
که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد ۳
به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش
که این سخن سحر از هاتفم به گوش آمد ۴
ز فکر تفرقه بازآی تا شوی مجموع
به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد ۵
ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد
چه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد ۶
چه جای صحبت نامحرم است مجلس انس
سر پیاله بپوشان که خرقه پوش آمد ۷
ز خانقاه به میخانه میرود حافظ
مگر ز مستی زهد ریا به هوش آمد ۸
که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد ۱
هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای
درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد ۲
تنور لاله چنان برفروخت باد بهار
که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد ۳
به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش
که این سخن سحر از هاتفم به گوش آمد ۴
ز فکر تفرقه بازآی تا شوی مجموع
به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد ۵
ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد
چه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد ۶
چه جای صحبت نامحرم است مجلس انس
سر پیاله بپوشان که خرقه پوش آمد ۷
ز خانقاه به میخانه میرود حافظ
مگر ز مستی زهد ریا به هوش آمد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۴ - مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد
گوهر بعدی:غزل ۱۷۶ - سحرم دولت بیدار به بالین آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.