خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این شعر، شاعر از آمدن بهار و تغییرات طبیعت سخن میگوید. او از بیداری طبیعت، آمدن عشق و شادی، و بازگشت زندگی به جهان صحبت میکند. همچنین، شاعر به موضوعاتی مانند عشق، طبیعت، و فلسفه زندگی اشاره میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق و استعاری است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم فلسفی و عاشقانه موجود در شعر نیاز به تجربه و درک بیشتری از زندگی دارند که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۱۷۶ - سحرم دولت بیدار به بالین آمد
سحرم دولت بیدار به بالین آمد
گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد ۱
قدحی درکش و سرخوش به تماشا بخرام
تا ببینی که نگارت به چه آیین آمد ۲
مژدگانی بده ای خلوتی نافه گشای
که ز صحرای ختن آهوی مشکین آمد ۳
گریه آبی به رخ سوختگان بازآورد
ناله فریادرس عاشق مسکین آمد ۴
مرغ دل باز هوادار کمان ابروییست
ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد ۵
ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوست
که به کام دل ما آن بشد و این آمد ۶
رسم بدعهدی ایام چو دید ابر بهار
گریهاش بر سمن و سنبل و نسرین آمد ۷
چون صبا گفته حافظ بشنید از بلبل
عنبرافشان به تماشای ریاحین آمد ۸
گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد ۱
قدحی درکش و سرخوش به تماشا بخرام
تا ببینی که نگارت به چه آیین آمد ۲
مژدگانی بده ای خلوتی نافه گشای
که ز صحرای ختن آهوی مشکین آمد ۳
گریه آبی به رخ سوختگان بازآورد
ناله فریادرس عاشق مسکین آمد ۴
مرغ دل باز هوادار کمان ابروییست
ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد ۵
ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوست
که به کام دل ما آن بشد و این آمد ۶
رسم بدعهدی ایام چو دید ابر بهار
گریهاش بر سمن و سنبل و نسرین آمد ۷
چون صبا گفته حافظ بشنید از بلبل
عنبرافشان به تماشای ریاحین آمد ۸
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۵ - صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
گوهر بعدی:غزل ۱۷۷ - نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.