خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری از حافظ است که به بیان مفاهیم عمیق انسانی مانند عشق، وفاداری، بندگی، و ارزشهای اخلاقی میپردازد. شاعر تأکید میکند که ظواهر و رفتارهای سطحی نمیتوانند معیارهای واقعی انسانیت و بزرگی باشند، و ارزش واقعی در درون و رفتارهای اصیل نهفته است.
این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مفاهیم ارتباط برقرار کنند و آنها را درک کنند.
غزل ۱۷۷ - نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سکندری داند ۱
نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست
کلاه داری و آیین سروری داند ۲
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن
که دوست خود روش بنده پروری داند ۳
غلام همت آن رند عافیت سوزم
که در گداصفتی کیمیاگری داند ۴
وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی
وگرنه هر که تو بینی ستمگری داند ۵
بباختم دل دیوانه و ندانستم
که آدمی بچهای شیوه پری داند ۶
هزار نکته باریکتر ز مو این جاست
نه هر که سر بتراشد قلندری داند ۷
مدار نقطه بینش ز خال توست مرا
که قدر گوهر یک دانه جوهری داند ۸
به قد و چهره هر آن کس که شاه خوبان شد
جهان بگیرد اگر دادگستری داند ۹
ز شعر دلکش حافظ کسی بود آگاه
که لطف طبع و سخن گفتن دری داند ۱۰
نه هر که آینه سازد سکندری داند ۱
نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست
کلاه داری و آیین سروری داند ۲
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن
که دوست خود روش بنده پروری داند ۳
غلام همت آن رند عافیت سوزم
که در گداصفتی کیمیاگری داند ۴
وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی
وگرنه هر که تو بینی ستمگری داند ۵
بباختم دل دیوانه و ندانستم
که آدمی بچهای شیوه پری داند ۶
هزار نکته باریکتر ز مو این جاست
نه هر که سر بتراشد قلندری داند ۷
مدار نقطه بینش ز خال توست مرا
که قدر گوهر یک دانه جوهری داند ۸
به قد و چهره هر آن کس که شاه خوبان شد
جهان بگیرد اگر دادگستری داند ۹
ز شعر دلکش حافظ کسی بود آگاه
که لطف طبع و سخن گفتن دری داند ۱۰
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۶ - سحرم دولت بیدار به بالین آمد
گوهر بعدی:غزل ۱۷۸ - هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.