خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به مفاهیمی مانند عشق، عرفان، حیرت در برابر معشوق، و نقد برخی رفتارهای اجتماعی و مذهبی میپردازد. شاعر از عشق به معشوق و حیرت در برابر جمال او سخن میگوید و همچنین به نقد صوفیان و محتسبان میپردازد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی از اشارات انتقادی به رفتارهای اجتماعی و مذهبی ممکن است نیاز به تجربه و دانش بیشتری برای درک کامل داشته باشد.
غزل ۱۷۸ - هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
وان که این کار ندانست در انکار بماند ۱
اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن
شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند ۲
صوفیان واستدند از گرو می همه رخت
دلق ما بود که در خانه خمار بماند ۳
محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد
قصه ماست که در هر سر بازار بماند ۴
هر می لعل کز آن دست بلورین ستدیم
آب حسرت شد و در چشم گهربار بماند ۵
جز دل من کز ازل تا به ابد عاشق رفت
جاودان کس نشنیدیم که در کار بماند ۶
گشت بیمار که چون چشم تو گردد نرگس
شیوه تو نشدش حاصل و بیمار بماند ۷
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند ۸
داشتم دلقی و صد عیب مرا میپوشید
خرقه رهن می و مطرب شد و زنار بماند ۹
بر جمال تو چنان صورت چین حیران شد
که حدیثش همه جا در در و دیوار بماند ۱۰
به تماشاگه زلفش دل حافظ روزی
شد که بازآید و جاوید گرفتار بماند ۱۱
وان که این کار ندانست در انکار بماند ۱
اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن
شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند ۲
صوفیان واستدند از گرو می همه رخت
دلق ما بود که در خانه خمار بماند ۳
محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد
قصه ماست که در هر سر بازار بماند ۴
هر می لعل کز آن دست بلورین ستدیم
آب حسرت شد و در چشم گهربار بماند ۵
جز دل من کز ازل تا به ابد عاشق رفت
جاودان کس نشنیدیم که در کار بماند ۶
گشت بیمار که چون چشم تو گردد نرگس
شیوه تو نشدش حاصل و بیمار بماند ۷
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند ۸
داشتم دلقی و صد عیب مرا میپوشید
خرقه رهن می و مطرب شد و زنار بماند ۹
بر جمال تو چنان صورت چین حیران شد
که حدیثش همه جا در در و دیوار بماند ۱۰
به تماشاگه زلفش دل حافظ روزی
شد که بازآید و جاوید گرفتار بماند ۱۱
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۷ - نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
گوهر بعدی:غزل ۱۷۹ - رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.