متن به بحث دربارهی وجود اژدرها و مارها در عالم دیگر میپردازد که با چشم سر دیده نمیشوند اما برای مرده یا خفته قابل مشاهده و ملموس هستند. این موجودات به عنوان نمادهایی از عذاب روحانی یا دشمنیها تفسیر میشوند. همچنین، اشاره میکند که انبیاء و اولیا میتوانند این حقایق را در بیداری ببینند، در حالی که دیگران فقط در خواب آنها را تجربه میکنند. متن در نهایت به انتقاد از کسانی میپردازد که به دلیل ندیدن این موجودات با چشم ظاهر، عذاب قبر را انکار میکنند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، بحث دربارهی عذاب و مرگ ممکن است برای سنین پایین سنگین و نگرانکننده باشد.
فصل نهم
و چون خفته به خواب بیند که مار وی را می گزد، آن زخم دشمنی است که بر وی ظفر خواهد یافت و آن رنج روحانی بود و بر دل باشد، ولکن مثال آن چون از این عالم به عاریت خواهند، ماری باشد و باشد که چون آن دشمن بر وی ظفر یابد، گوید، «تعبیر خواب خویش بدیدم» پس گوید، «کاشکی مرا مار بگزیدی و این دشمن بر من کام خویش نراندی» که این عذاب بر دل وی از آنچه که بر تن باشد از مار عظیم تر بود پس اگر گویی که این مار معدوم است و آنچه وی را می گزد خیالی است، بدان که این غلطی عظیم است، بلکه آن مار موجود است.
و معنی موجود «یافته» بود و معنی معدوم «نایافته» بودو هر چه یافته تو شد در خواب و تو آن را می بینی، آن موجود است از حق تو، اگر چه هیچ کس دیگر آن را نتواند دید و هرچه تو آن را نمی بینی، نایافته و ناموجود توست، اگرچه همه خلق آن را می بینند و چون عذاب و سبب عذاب، هر دو مرده و خفته را یافته است، از آن که دیگری نبیند، در آن چه نقصان آید؟
اما این هست که خفته زود بیدار شود و از آن برهد؛ پس آن را خیالی نام کنند، اما مرده در آن بماند که مرگ را آخر نیست، پس با او بماند که مرگ را آخر نیست، پس با او بماند و همچون محسوسات این عالم باشد در ثبات.
و در قرآن و در شریعت نیست که آن مار و کژدم و اژدرها که در گور باشد، بدین چشم ظاهر عموم خلق بتواند دید تا در عالم شهادت باشند، اما اگر کسی که از این عالم دور شود، بدان که بخسبد و حال این مرده وی را کشف کنند، وی را در میان مار و کژدم بیند و انبیاء و اولیا نیز در بیداری بینند که آنچه دیگران را در خواب باشد، ایشان را در بیداری باشد و عالم محسوسات، ایشان را از مشاهده ی کارهای آن جهان حجاب نکند.
پس این اطناب بر آن می رود که گروهی از احمقان، بدان مقدار که در گور نگرند و چیزی نبینند بدین چشم ظاهر، عذاب القبر را انکار کنند و این از آن است که راه فراکار آن جهان ندانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.