نویسنده در این متن به سرکار ساسان ابراز بندگی میکند و از جدایی اخیر بین خود و سرکار اظهار ناراحتی میکند. او از بیتفاوتی سرکار در یادگیری و تلاش انتقاد میکند و اشاره میکند که اگر این روند ادامه یابد، هم نزد کودکان دبستان و هم نزد یاران شبستان رسوا خواهد شد. نویسنده پیشنهاد میکند که قبل از آنکه این موضوع به راز دهانها و افسانههای انجمنها تبدیل شود، بهتر است هر دو به راه قبلی بازگردند و او از سرکار کمک بگیرد.
متن دارای مفاهیم انتقادی و پیچیدهای است که درک آن برای سنین پایین دشوار است. همچنین، استفاده از زبان ادبی و استعارههای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوان نامفهوم باشد.
شمارهٔ ۴۹ - به ساسان میرزا پسر بهاءالدوله نوشته
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.