عنصری بلخی : قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید
شماره ۶۵ - وگر چو گرگ نپوید سمندش از گرگانج
وگر چو گرگ نپوید سمندش از گرگانج
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۹۵ - آبرو گر بایدت سرگشته چون خاشاک باش
آبرو گر بایدت سرگشته چون خاشاک باش
ابن یمین فَرومَدی : قصاید
شمارهٔ ٢٨ - وله در تهنیت عید روزه
شهریارا ماه روزه بر تو میمون باد و هست
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۷۳۲ - گوش شو هر جا سخن را ساز نتوانی نمود
گوش شو هر جا سخن را ساز نتوانی نمود
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۳۳۱ - مرد یک موی تو فلک نبود
مرد یک موی تو فلک نبود
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۲۷۷ - خرد و صبر سر خویش گرفتند و شدند
خرد و صبر سر خویش گرفتند و شدند
سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۱۲۰ - چه کردم؟
بسر هر سخنی را که ابتدا کردم
احمد شاملو : شکفتن در مه
پدران و فرزندان
هستی
ملک‌الشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۶ - غوکنامه
بس کن از این مکابره ای غوک ژاژخا
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۲۸۳ - شاد باش،ای دل من،نوبت دیدار آمد
شاد باش،ای دل من،نوبت دیدار آمد
رودکی : قصاید و قطعات
شماره ۶۷ - زندگانی چه کوته و چه دراز
زندگانی چه کوته و چه دراز
سعیدا : غزلیات
شماره ۴۹۴ - به هر چمن که وصال تو را خیال کنم
به هر چمن که وصال تو را خیال کنم
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۷۴۵ - بسی خون جگر دارد سر زلف تو در گردن
بسی خون جگر دارد سر زلف تو در گردن
زرتشت : جلد اول کتاب اوستا - کهن ترین سرودهای ایرانیان
سرود دوم اشتودگاه
یسته، هات 43 1 «مزدا اهوره» به همه کار توانا چنین برنهاده است: بهروزی از آن کسی است که دیگران را به بهروزی برساند. نیرو و پایداری را براستی از تو خواستارم. ای آرمیتی! برای نگاهبانی از «اشه»، فرّ و شکوهی را که پاداش زندگی در پرتو «منش نیک» است ، به من ارزانی دار. 2 همچنین بهترین [پاداش] از آن او باد. ای مزدا! کسی که [برای دیگران] خواستار روشنی است، روشنایی [بدو] ارزانی خواهدشد. از «سپندترین مینو»ی خویش و در پرتو «اشه»، دانش برآمده از «منش نیک» را به ما بخش تا در زندگانی دیرپا [ی خویش] همه روزه از شادمانی بهره مند شویم. 3 پس براستی، بهترین نیکی¬ها بهرۀ آن کسی خواهدشد که در زندگی استومند و مینوی، ما را به راه راست بهروزی – [راه] جهان اشه که جایگاه «اهوره» است – رهنمونی کنند. ای مزدا! دلدادگان تو در پرتو نیک آگاهی و پاکی به تو خواهند پیوست. 4 ای مزدا! ترا توانا و پاک شناختم؛ آنگاه که [دانستم] در پرتو توانایی ات، آرزوهای ما برآورده خواد شد؛ آنگاه که [دریافتم] اشونان و دروندان را پاداش [وپادافره] خواهی بخشید؛ آنگاه که [پی بردم]درپرتو گرمای «آذر» تو – که نیرومندی اش از «اشه» است – نیروی «منش نیک» به من روی خواهد نمود. 5 ای مزدا اهوره! ترا پاک شناختم، آنگاه که در سرآغاز آفرینش زندگی دیدمت [و دریافتم] که چگونه تا پایان گردش آفرینش، کردارها، گفتارها را با هنر خویش، مزد بر نهاده ای : پاداش نیک برای نیکان و [سزای] بد برای بدان. 6 ای مزدا! بدان هنگام که «سپند مینو»ی تو فراز آید، «شهریاری مینوی» و«منش نیک» با کنش خویش، جهان را به سوی «اشه» پیش می برندو «آرمیتی» راد مردان را به سوی خرد نافریفتنی تو رهنمونی خواهد کرد. 7 ای مزدا اهوره! براستی ترا پاک شناختم؛ آنگاه که «منش نیک»نزد من آمد و پرسید: -«کیستی و ازکدامین خاندانی ودر برابر پرسشها ودو دلیهای روزانۀ زندگی خویش وجهان پیرامون خود، کدامین راه را می نمایی و می شناسانی؟» 8 آنگاه نخست بدو [پاسخ] گفتم: «منم زرتشت که با همۀ توش و توان خویش، دشمن سر سخت دروندان و پناه نیرومند آشونانم.» ای مزدا! خواستارم تا بدان هنگام که ستایشگر و سرودخوان توام، همواره از «شهریاری مینوی» بی کران [تو] برخوردار باشم. 9 ای مزدا اهوره! براستی ترا پاک شناختم؛ آنگاه که «منش نیک» نزد من آمد و پرسید: -«چگونه خود را باز می شناسانی؟» [و من بدو پاسخ دادم:] -«با دهش آن نماز که نزد آذر تو می گزارم. تا بدان هنگام که مرا توش و توان هست، به«اشه» خواهم اندیشید. 10 پس تو مرا به سوی «اشه» - که [همواره] آن را فرا خوانده ام- رهنمونی کن تا با پیروی از «آرمیتی» بدان دست یابم. اینک بپرس از ما و بدان سان که می¬خواهی،ما را بیازمای؛ چرا که پرسش و آزمون تو، رهبران را نیرومندی و برتری می بخشد.» 11 ای مزدا اهوره! ترا پاک شناختم؛ آنگاه که «منش نیک» نزد من آمد و من نخستین بار از گفتار تو آموختم و دریافتم که بردن پیام تو به میان مردمان دشوار است؛ اما من آنچه را که به من گفتمی بهترین است، به سرانجام خواهم رساند. 12 بدان هنگام که مرا فرمان دادی: «به سوی اشه روی آور و آن را فراشناس!»، سخنی هرگز نا شنیده به من گفتی: -«بکوش تا سروش در اندرون تو راه یابد و پرتو دهش ایزدی را دریابی که به هر دو گروه پاداش [و پاد افره] می بخشد.» 13 ای مزدا اهوره! ترا پاک شناختم، آنگاه که «منش نیک» نزد من آمد تا آماج و آرزوی مرا دریابد: -«مرا زندگانی دیرپای ارزانی دار که هیچ کس جز تو نتواند بخشید؛ آن زندگانی آرمانی که در شهریاری مینوی تو، نوید آن داده شده است.» 14 ای مزدا! آنچنان که فرزانه مرد توانایی، دوستی را به مهربانی پناه می بخشد، تو نیز با «شهریاری مینوی» خویش و در پرتو «اشه» پیروان مرا پناه بخش تا من و همۀ آنان که «منثره»ی ترا می سرایند، بپا خیزیم و از آموزشها [ی تو]پشتیبانی کنیم. 15 ای مزاد! ترا پاک شناختم؛ آنگاه که «منش نیک» نزد من آمد و مرا آموخت که اندیشیدن در آرامش، بهترین راه دانش اندوزی است [و هشدار داد که] رهبر هرگز نباید مایۀ خشنودی دروندان شود، چه، آنان همواره با اشونان دشمنی می¬ورزند. 16 ای مزدا اهوره! پس زرتشت، «شپندترین مینو» ترا برای خویشتن برگزید. [بشود که] «اشه» زندگی استومند مارا نیرو بخشید. [بشود که ] «آرمیتی» و«شهریاری مینوی» [تو] زندگی ما را درخشان کنند. [بشود که ] «منش نیک» کردارهای ما را پاداش دهد.
سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۵ - شاد کن از وصل یارب جان افگار مرا
شاد کن از وصل یارب جان افگار مرا
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۰۲ - از مکرِ خرد ز حد فزون می‌ترسم
از مکرِ خرد ز حد فزون می‌ترسم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۸۹۱ - رنگ می بازد زنام بوسه یاقوت لبش
رنگ می بازد زنام بوسه یاقوت لبش
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۱۱۳ - دل به منت ز من آن یار جفاکیش گرفت
دل به منت ز من آن یار جفاکیش گرفت
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۴۲۹ - بیا، که نوبت رندیست، عاشقم، مستم
بیا، که نوبت رندیست، عاشقم، مستم
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۳۶۴ - امشب گل شکفتگی ما دو رنگ بود
امشب گل شکفتگی ما دو رنگ بود