عطار نیشابوری : باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق
شماره ۳ - چشمِ سیهت که فتنهٔ آفاق است
چشمِ سیهت که فتنهٔ آفاق است عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۱۸۵ - لب تو مردمی دیده دارد
لب تو مردمی دیده دارد حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۶۶ - بخت چون بنمود راهم جانب دلدار خود
بخت چون بنمود راهم جانب دلدار خود حزین لاهیجی : چمن و انجمن
بخش ۳ - آرایش شاهدان انجمن آرای سخن به زیور نعت خواجهٔ کونین صلّی الله علیه و آله المصطفین
نخستین مظهر لطف الهی اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۸۲ - کرد بیدارم ز خواب بیخودی آن آفتاب
کرد بیدارم ز خواب بیخودی آن آفتاب سنایی غزنوی : الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیهالسّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران
ستایش امیرالمؤمنین عثمان رضیاللّٰه عنه
ذکر الشهید القتیل المظلوم ابی عمر عثمانبن عفان ذیالنورین المکرم فیالمنزلین ختن رسولاللّٰه صلیاللّٰه علیه و سلّم باثنتین ام کلثوم و رقیة المبارکتین الکریمتین جامع القرآن الشاهد یومالتقی الجمعان الذی انزلاللّٰه سبحانه و تعالی فی شانه: امّن هو قانت آناء اللیل ساجدا و قائما یحذر الآخرة و یرجو رحمة ربّه، و قال النبی صلیاللّٰه علیه و سلّم فی حقه: عینالایمان عثمانبن عفان مجهز جیشالعسرة، و قال ایضاً صلواتاللّٰه و سلامه علیه حکایة عناللّٰه تعالی: استحییت من عثمانبن عفان، و قال الحیاء من الایمان و عثمان عین الحیاء، و قال علیهالسّلام انا مدینة الحیاء و عثمان بابها. عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۴۷ - ای بود تو پیوسته بنا بود آخر
ای بود تو پیوسته بنا بود آخر صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۸۴۳ - به ابر اگر چه توان چشم آفتاب گرفت
به ابر اگر چه توان چشم آفتاب گرفت عطار نیشابوری : باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق
شماره ۴۰ - گه با من دلخسته کنی دمسازی
گه با من دلخسته کنی دمسازی فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۴۹۴ - توشه عام و بنده بنده خاص
توشه عام و بنده بنده خاص ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۶۰ - چون بر رخت آن زلف پریشان لرزد
چون بر رخت آن زلف پریشان لرزد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۰۶۴ - خوش وقت قطره ای که زدریا سفر نکرد
خوش وقت قطره ای که زدریا سفر نکرد خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۵۰۶ - گر یار یار باشدت ای یار غم مخور
گر یار یار باشدت ای یار غم مخور قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۸۹ - ای دوست چنین ز دوستداران مگذر
ای دوست چنین ز دوستداران مگذر امیر معزی : رباعیات
شماره ۱۳۴ - چشم من و چشم آن بت تنگ دهان
چشم من و چشم آن بت تنگ دهان صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۸۰۰ - عمری چو گرد در قدم کاروان شدم
عمری چو گرد در قدم کاروان شدم حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۱۰۸ - دلا بنال که یاران نازنین رفتند
دلا بنال که یاران نازنین رفتند عطار نیشابوری : باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق
شماره ۳۳ - میآمد و بر زلف شکن میانداخت
میآمد و بر زلف شکن میانداخت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۵۴۸ - آن که از اوضاع خود دایم شکایت می کند
آن که از اوضاع خود دایم شکایت می کند هاتف اصفهانی : ماده تاریخها
شماره ۲۵ - حیف ز حاجی نبی گوهر بحر وجود
حیف ز حاجی نبی گوهر بحر وجود
شماره ۳ - چشمِ سیهت که فتنهٔ آفاق است
چشمِ سیهت که فتنهٔ آفاق است عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۱۸۵ - لب تو مردمی دیده دارد
لب تو مردمی دیده دارد حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۶۶ - بخت چون بنمود راهم جانب دلدار خود
بخت چون بنمود راهم جانب دلدار خود حزین لاهیجی : چمن و انجمن
بخش ۳ - آرایش شاهدان انجمن آرای سخن به زیور نعت خواجهٔ کونین صلّی الله علیه و آله المصطفین
نخستین مظهر لطف الهی اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۸۲ - کرد بیدارم ز خواب بیخودی آن آفتاب
کرد بیدارم ز خواب بیخودی آن آفتاب سنایی غزنوی : الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیهالسّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران
ستایش امیرالمؤمنین عثمان رضیاللّٰه عنه
ذکر الشهید القتیل المظلوم ابی عمر عثمانبن عفان ذیالنورین المکرم فیالمنزلین ختن رسولاللّٰه صلیاللّٰه علیه و سلّم باثنتین ام کلثوم و رقیة المبارکتین الکریمتین جامع القرآن الشاهد یومالتقی الجمعان الذی انزلاللّٰه سبحانه و تعالی فی شانه: امّن هو قانت آناء اللیل ساجدا و قائما یحذر الآخرة و یرجو رحمة ربّه، و قال النبی صلیاللّٰه علیه و سلّم فی حقه: عینالایمان عثمانبن عفان مجهز جیشالعسرة، و قال ایضاً صلواتاللّٰه و سلامه علیه حکایة عناللّٰه تعالی: استحییت من عثمانبن عفان، و قال الحیاء من الایمان و عثمان عین الحیاء، و قال علیهالسّلام انا مدینة الحیاء و عثمان بابها. عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۴۷ - ای بود تو پیوسته بنا بود آخر
ای بود تو پیوسته بنا بود آخر صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۸۴۳ - به ابر اگر چه توان چشم آفتاب گرفت
به ابر اگر چه توان چشم آفتاب گرفت عطار نیشابوری : باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق
شماره ۴۰ - گه با من دلخسته کنی دمسازی
گه با من دلخسته کنی دمسازی فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۴۹۴ - توشه عام و بنده بنده خاص
توشه عام و بنده بنده خاص ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۶۰ - چون بر رخت آن زلف پریشان لرزد
چون بر رخت آن زلف پریشان لرزد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۰۶۴ - خوش وقت قطره ای که زدریا سفر نکرد
خوش وقت قطره ای که زدریا سفر نکرد خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۵۰۶ - گر یار یار باشدت ای یار غم مخور
گر یار یار باشدت ای یار غم مخور قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۸۹ - ای دوست چنین ز دوستداران مگذر
ای دوست چنین ز دوستداران مگذر امیر معزی : رباعیات
شماره ۱۳۴ - چشم من و چشم آن بت تنگ دهان
چشم من و چشم آن بت تنگ دهان صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۸۰۰ - عمری چو گرد در قدم کاروان شدم
عمری چو گرد در قدم کاروان شدم حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۱۰۸ - دلا بنال که یاران نازنین رفتند
دلا بنال که یاران نازنین رفتند عطار نیشابوری : باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق
شماره ۳۳ - میآمد و بر زلف شکن میانداخت
میآمد و بر زلف شکن میانداخت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۵۴۸ - آن که از اوضاع خود دایم شکایت می کند
آن که از اوضاع خود دایم شکایت می کند هاتف اصفهانی : ماده تاریخها
شماره ۲۵ - حیف ز حاجی نبی گوهر بحر وجود
حیف ز حاجی نبی گوهر بحر وجود