اقبال لاهوری : پیام مشرق
گذشتی تیز گام ای اختر صبح
گذشتی تیز گام ای اختر صبح اقبال لاهوری : پیام مشرق
رهی در سینهٔ انجم گشائی
رهی در سینهٔ انجم گشائی اقبال لاهوری : پیام مشرق
سراپا معنی سر بسته ام من
سراپا معنی سر بسته ام من اقبال لاهوری : پیام مشرق
تنی پیدا کن از مشت غباری
تنی پیدا کن از مشت غباری اقبال لاهوری : پیام مشرق
خرد گفت او بچشم اندر نگنجد
خرد گفت او بچشم اندر نگنجد اقبال لاهوری : پیام مشرق
کنشت و مسجد و بتخانه و دیر
کنشت و مسجد و بتخانه و دیر اقبال لاهوری : پیام مشرق
خرده (۱۶)
منم که طوف حرم کرده ام بتی به کنار اقبال لاهوری : پیام مشرق
جهان ما که پایانی ندارد
جهان ما که پایانی ندارد حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۸۲ - طاق میخانهٔ مستان خم ابروی تو بود
طاق میخانهٔ مستان خم ابروی تو بود قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸ - در ستایش کهف الادانی ولاقاضی وزیر بینظیر حاجی آقاسی طاب ثراه
بر دلم صدهزار نیشترست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۳ - چون ز می افروختی آن عارض پر نور را
چون ز می افروختی آن عارض پر نور را صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۹۹ - یک بار بی خبر به شبستان من درآ
یک بار بی خبر به شبستان من درآ سنایی غزنوی : الباب الثامن ذکرالسطان یستنزلالامان
فی حفظ اسرارالملک و کفایته و کتمانه
با سلاطین چو گفت خواهی راز حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۴۴۶ - اگر تو را سر ما نیست عیب نتوان کرد
اگر تو را سر ما نیست عیب نتوان کرد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۸۲۲ - از خون جگر رنگ پذیرد سخن ما
از خون جگر رنگ پذیرد سخن ما اقبال لاهوری : پیام مشرق
نوای عشق را ساز است آدم
نوای عشق را ساز است آدم اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۴۱ - ما در دو جهان غیر تو مطلوب ندیدیم
ما در دو جهان غیر تو مطلوب ندیدیم اقبال لاهوری : پیام مشرق
چه لذت یارب اندر هست و بود است
چه لذت یارب اندر هست و بود است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۶۲۷ - آبروی کعبه گر از چشمه زمزم بود
آبروی کعبه گر از چشمه زمزم بود صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۲۹۰ - من که بیخود شدم از می، چه کند ساز به من؟
من که بیخود شدم از می، چه کند ساز به من؟
گذشتی تیز گام ای اختر صبح
گذشتی تیز گام ای اختر صبح اقبال لاهوری : پیام مشرق
رهی در سینهٔ انجم گشائی
رهی در سینهٔ انجم گشائی اقبال لاهوری : پیام مشرق
سراپا معنی سر بسته ام من
سراپا معنی سر بسته ام من اقبال لاهوری : پیام مشرق
تنی پیدا کن از مشت غباری
تنی پیدا کن از مشت غباری اقبال لاهوری : پیام مشرق
خرد گفت او بچشم اندر نگنجد
خرد گفت او بچشم اندر نگنجد اقبال لاهوری : پیام مشرق
کنشت و مسجد و بتخانه و دیر
کنشت و مسجد و بتخانه و دیر اقبال لاهوری : پیام مشرق
خرده (۱۶)
منم که طوف حرم کرده ام بتی به کنار اقبال لاهوری : پیام مشرق
جهان ما که پایانی ندارد
جهان ما که پایانی ندارد حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۸۲ - طاق میخانهٔ مستان خم ابروی تو بود
طاق میخانهٔ مستان خم ابروی تو بود قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸ - در ستایش کهف الادانی ولاقاضی وزیر بینظیر حاجی آقاسی طاب ثراه
بر دلم صدهزار نیشترست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۳ - چون ز می افروختی آن عارض پر نور را
چون ز می افروختی آن عارض پر نور را صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۹۹ - یک بار بی خبر به شبستان من درآ
یک بار بی خبر به شبستان من درآ سنایی غزنوی : الباب الثامن ذکرالسطان یستنزلالامان
فی حفظ اسرارالملک و کفایته و کتمانه
با سلاطین چو گفت خواهی راز حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۴۴۶ - اگر تو را سر ما نیست عیب نتوان کرد
اگر تو را سر ما نیست عیب نتوان کرد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۸۲۲ - از خون جگر رنگ پذیرد سخن ما
از خون جگر رنگ پذیرد سخن ما اقبال لاهوری : پیام مشرق
نوای عشق را ساز است آدم
نوای عشق را ساز است آدم اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۴۱ - ما در دو جهان غیر تو مطلوب ندیدیم
ما در دو جهان غیر تو مطلوب ندیدیم اقبال لاهوری : پیام مشرق
چه لذت یارب اندر هست و بود است
چه لذت یارب اندر هست و بود است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۶۲۷ - آبروی کعبه گر از چشمه زمزم بود
آبروی کعبه گر از چشمه زمزم بود صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۲۹۰ - من که بیخود شدم از می، چه کند ساز به من؟
من که بیخود شدم از می، چه کند ساز به من؟