مجیرالدین بیلقانی : قطعات
شماره ۶۸ - ای خواجه تویی معامل من
ای خواجه تویی معامل من
مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۱۴ - نیامد بر لبم آهی ز سوز عشق تا بودم
نیامد بر لبم آهی ز سوز عشق تا بودم
عطار نیشابوری : باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق
شماره ۶۸ - با روی تو ماه را منوّر ننهم
با روی تو ماه را منوّر ننهم
قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۶۵ - گذشت فصل گل و رغبت چمن باقی‌ست
گذشت فصل گل و رغبت چمن باقی‌ست
بلند اقبال : غزلیات
شماره ۴۹۳ - آن مه فکنده از زلف بررخ حجاب نیمی
آن مه فکنده از زلف بررخ حجاب نیمی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۸۹۸ - جانهای آرمیده ز مردم رمانترست
جانهای آرمیده ز مردم رمانترست
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۶۶۳ - ریاض هستی ما سبز از می ناب است
ریاض هستی ما سبز از می ناب است
ابوالفضل بیهقی : باقیماندهٔ مجلد پنجم
بخش ۱۵ - امیر شهاب الدّوله، رضی اللّه عنه، چون از دامغان برفت، نامه‌ها فرمود سوی سپاه سالار خراسان، غازی حاجب و سوی قضاة و اعیان و رئیس و عمّال‌ که «وی آمد و چ
امیر شهاب الدّوله، رضی اللّه عنه، چون از دامغان برفت، نامه‌ها فرمود سوی سپاه سالار خراسان، غازی حاجب و سوی قضاة و اعیان و رئیس و عمّال‌ که «وی آمد و چنان باید که کارها ساخته باشند و حاجب غازی که اثری بدان نیکویی از وی ظاهر گشته است و خدمتی بدان تمامی کرده، ثمرتی سخت با نام‌ خواهد یافت، باید که بخدمت آید با لشکرها، چه آنکه با وی بودند و چه آنکه به نوی فراز آورده‌ است، همه آراسته با سلاح تمام‌ . و دانسته آید که آن کسان را که به نوی اثبات کرده است، هم بر آن جمله که وی دیده است‌ و کرده است، بداشته آید و نواخت‌ و زیادتها باشد؛ و علفها که عمّال و رئیس را باید ساخت‌، دانیم که آماده است و اگر در چیزی خلل است، بزودی در باید یافت‌ که آمدن ما سخت نزدیک است» چون نامه‌ها دررسید باخیلتاش مسرع، حاجب غازی و دیگران کارها بجدتر پیش گرفتند و آنچه ناساخته بود، بتمامی بساختند و هر تکلّف‌ که گمان گشت اهل سلاح بجای آوردند.
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۴۶ - هند است و جهان به کام می باید اوا نیست
هند است و جهان به کام می باید اوا نیست
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۱۶۵ - آهو ز تنگ کوه بیامد به دشت و راغ
آهو ز تنگ کوه بیامد به دشت و راغ
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۲۲۸ - دلم از دست خوبان گیج و ویجه
دلم از دست خوبان گیج و ویجه
ادیب صابر : قصاید
شماره ۷۸ - گفتم رسید ماه بزرگ ای رخت چو ماه
گفتم رسید ماه بزرگ ای رخت چو ماه
وفایی شوشتری : رباعیات
شماره ۱۸ - در گلشن عمر ما بهاری نبود
در گلشن عمر ما بهاری نبود
کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۶۸ - گردون بشیشه تهیم سنگ کین زند
گردون بشیشه تهیم سنگ کین زند
رشیدالدین میبدی : ۶- سورة الانعام‏
۳ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: قُلْ أَ غَیْرَ اللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِیًّا ابعد ما اکرمنى بجمیل ولایته اتولى غیره؟! و بعد ما وقع علىّ ضیاء عنایته انظر فى الدارین الى سواه؟! پس از آنکه آفتاب عنایت و رعایت از درگاه جلال و عزت بر ما تافت، و بى ما کار ما در دو جهان بساخت، و بمهر سرمدى دل ما بیفروخت، و بزیور انس بیاراست، و این تشریف داد که در صدر قبول گهى مهد ناز ما میکشند که «لعمرک»، گهى قبضه صفت بحکم عنایت بیان صیقل آئینه دل ما مى‏کند که: أَ لَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ، گهى مستوفى دیوان ازل و ابد حوالت قبول و ردّ خلق با درگاه ما میکند که: ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا. با این همه دولت و مرتبت و عنایت و رعایت چون سزد که دلم تقاضاى دیگرى کند! یا بدنیا و عقبى نظرى کند! لا جرم دنیا را گفت: «مالى و للدنیا»! عقبى را گفت: ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى‏، نه دنیا و نه عقبى بلکه دیدار مولى.
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۰۵۳ - ترا از ساده لوحی هر که گل در پیرهن ریزد
ترا از ساده لوحی هر که گل در پیرهن ریزد
سید حسن غزنوی : قصاید
شماره ۶۸ - ای دور ملک تو سبب دور آسمان
ای دور ملک تو سبب دور آسمان
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۲۸۷ - چون ماه من از مشرق انوار بر آمد
چون ماه من از مشرق انوار بر آمد
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۱۳۴ - از غم هستی چو رستم غمگسار آمد بدست
از غم هستی چو رستم غمگسار آمد بدست
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۷۸ - از تراش آن خط مشکین جلوه زان رخسار کرد
از تراش آن خط مشکین جلوه زان رخسار کرد