سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۷۹ - دل تنگم و ز عشق توام بار بر دلست
دل تنگم و ز عشق توام بار بر دلست
نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۰۲ - هر نفس مجلس ما دوش معطر میشد
هر نفس مجلس ما دوش معطر میشد
فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۳۰ - این نسخه که بر شیشه نادان سنگست
این نسخه که بر شیشه نادان سنگست
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۱۱۹ - جمعیت جسم از نفس پا به رکاب است
جمعیت جسم از نفس پا به رکاب است
جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۱۱ - در بیان آنکه هر یک از جمال و عشق مرغیست از آشیان وحدت پریده و بر شاخسار مظار کثرت آرمیده اگر نوای عزت معشوقیست از آنجاست و اگر ناله محنت عاشقیست هم از آنجاست
در آن خلوت که هستی بی نشان بود
ابوالفرج رونی : قصاید
شمارهٔ ۸۲ - در مدح سلطان مسعود بن ابراهیم و پسرش شیرزاد عضدالدولة
نو گشت به فر ملک این صفه زرین
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۲۷۷ - دلبر بجفا ممتحنم میدارد
دلبر بجفا ممتحنم میدارد
طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۳۳ - چو خنجر ستم آن ترک لشگری برداشت
چو خنجر ستم آن ترک لشگری برداشت
ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۱۳۶ - گر چشم من ایجان جهان روی تو بیند
گر چشم من ایجان جهان روی تو بیند
ملک‌الشعرای بهار : رباعیات
شمارهٔ ۱۱ - این رباعی را در خواب گفته است
امروز نه کس ‌ز عشق آگه چو من است
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۳۶۲ - اول ثبوت عرش، پس آنگه جلوس یار
اول ثبوت عرش، پس آنگه جلوس یار
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۶۳۳ - دلا، ز باده و خم خانه که میپرسی؟
دلا، ز باده و خم خانه که میپرسی؟
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۳۷۸ - چشم من ناز توتیا نکشد
چشم من ناز توتیا نکشد
عطار نیشابوری : باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
شماره ۳۹ - شمع آمد و گفت: مانده در سوز و گداز
شمع آمد و گفت: مانده در سوز و گداز
واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۱۱۷ - ندارند از ته دل، الفتی اهل جهان باهم
ندارند از ته دل، الفتی اهل جهان باهم
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۷۰۵ - از روی دل ز عاجزی خود خجل مباش
از روی دل ز عاجزی خود خجل مباش
ابوعلی عثمانی : باب سوم
بخش ۱۴ - ستر و تجلّی
و از آن جمله سَتْر و تَجلّی است. عام در پردۀ ستر باشند و خاص اندر دوام تجلّی. و اندر خبر است که چون حق تعالی چیزی را تجلّی کند آن چیز خاشع گردد، خداوند ستر دائم بوصف شهود بود و خداوند تجلّی دائم بنعت خشوع بود و ستر عام را عقوبت بود و خاص را رحمت بود که اگر نه آنستی کی بر ایشان بپوشد آنچه کشف کند، ایشانرا ناچیز گرداند نزدیک سلطان حقیقت ولیکن چنانک بر ایشان اظهار کند باز بپوشد.
بلند اقبال : غزلیات
شماره ۶۸ - توچه خوردی که لبت این همه شیرین شده است
توچه خوردی که لبت این همه شیرین شده است
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۸۰ - هر ذره که موجود شد از مغز و ز پوست
هر ذره که موجود شد از مغز و ز پوست
محتشم کاشانی : مثنویات
شمارهٔ ۸ - این ابیات مثنوی حسب‌الحال گفته در عذر ارسال شعر به بزرگی که شعر می‌گفته
من آن اعرابیم اندر دل بر