خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد. شاعر از دیدن صورت و معنای جانبخش معشوق سخن میگوید و زیبایی او را با عناصر طبیعی مانند گل و خورشید مقایسه میکند. همچنین، شاعر تأکید میکند که عشق او واقعی است و نه بر اساس حدس و گمان. در نهایت، شاعر از شدت شوق خود میگوید که باعث شده اشک بریزد.
این شعر حاوی مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۳۶ - گر چشم من ایجان جهان روی تو بیند
گر چشم من ایجان جهان روی تو بیند
هم صورت و هم معنی جان روی تو بیند ۱
باد سحری چون گذرد بر ورق گل
هر صفحه که روشنتر از آن روی تو بیند ۲
تو روی مپوش از من شیدا که نیم من
آنکس که بصد وهم و گمان روی تو بیند ۳
خورشید صفت روی تو پیداست بر آنکو
در جمله ذرات همان روی تو بیند ۴
از غایت شوقی که بود ابن یمین را
تا دیده او اشک فشان روی تو بیند ۵
هم صورت و هم معنی جان روی تو بیند ۱
باد سحری چون گذرد بر ورق گل
هر صفحه که روشنتر از آن روی تو بیند ۲
تو روی مپوش از من شیدا که نیم من
آنکس که بصد وهم و گمان روی تو بیند ۳
خورشید صفت روی تو پیداست بر آنکو
در جمله ذرات همان روی تو بیند ۴
از غایت شوقی که بود ابن یمین را
تا دیده او اشک فشان روی تو بیند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۵ - گر بوصل خودم آنماه زمانی بدهد
گوهر بعدی:شماره ۱۳۷ - لب و دندان تو با لعل و گهر میماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.