متن به دو مفهوم اصلی «ستر» (پوشش) و «تجلّی» (ظهور) میپردازد. عامه مردم در پرده ستر هستند و خاصان در تجلّی دائمی خداوند قرار دارند. تجلّی باعث خشوع میشود و ستر برای عامه ممکن است عقوبت باشد، در حالی که برای خاصان رحمت است. همچنین، داستانی از یک درویش و جوان عرب نقل میشود که نشاندهنده تأثیر تجلّی و ستر بر افراد است. در پایان، به سخنان حضرت موسی و پیامبر اکرم (ص) اشاره میشود که بر اهمیت ستر و استغفار در برابر هیبت حق تأکید دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مبانی عرفان اسلامی دارد. همچنین، برخی عبارات ممکن است برای مخاطبان جوان نامفهوم یا سنگین باشد.
بخش ۱۴ - ستر و تجلّی
از منصور مغربی شنیدم رَحِمَهُ اللّهُ که درویشی بقبیلۀ افتاد از قبیله هاء عرب جوانی ویرا مهمان کرد، این جوان او را خدمت همی کرد، اندر میانه بیفتاد و بیهوش شد. این درویش پرسید از حال وی، گفتند او را عم زادۀ است دلش به وی گرم است این دختر در خیمه فراز رفت این جوان نگاه کرد دامنش بدید زهرۀ وی آب شد آن درویش بدر خیمه شد گفت غریبان را در میان شما حرمت است بشفاعت آمده ام بر آن جوان رحمت کن کی اندر حالی صعب است آن زن گفت عظیم سلیم دلی، او را طاقت گرد دامن ما نیست طاقت دیدار ما کی دارد.
عام این طایفه را عیش اندر تجلّی بود و بلا اندر ستر، امّا خاصگان میان طیش و عیش باشند چون تجلّی کند ایشانرا، سبکی و طربی اندر ایشان پدیدار آید و چون برایشان بپوشد با حال عیش آیند و گویند خداوند تعالی موسی را گفت وَما تِلْکَ بِیَمینِکَ یا موسی. مراد آن بود تا برو پوشیده گردد بدان سؤال از آنچه کشف کرده بود بسماع نابیوسان و پیغامبر صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ و سَلَّم گفت اِنَّهُ لَیُغانُ عَلی قلبی حتّی اَسْتَغْفِرُاللّهَ فی الْیَوْمِ سَبْعینَ مرّةً واستغفار طلب ستر بود که وی خبر میدهد از طلب ستر بر دلش بوقت هیبت حقیقت و سلطان مکاشفت از بهر آنک خلق را بقا نبود با وجود حق، و اندر خبر همی آید. لو کَشَفَ عن وجْهِهِ لاَحْرَقَتْ سُبْحاتُ وَجْهِهِ ما اَدْرَکَ بَصَرُهُ.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.