خلاصه و ردهبندی سنی
12+
شمع از سوختن و رنج خود میگوید و بیان میکند که با وجود روشنکردن دیگران، در نظر آنها بیارزش است.
متن دارای مفاهیم عمیق و احساسی است که ممکن است برای کودکان کمسن قابل درک نباشد، اما نوجوانان و بزرگسالان میتوانند از آن برداشتهای معنوی و ادبی داشته باشند.
شماره ۳۹ - شمع آمد و گفت: مانده در سوز و گداز
شمع آمد و گفت: مانده در سوز و گداز
کار من غم کشته کی آید با ساز ۱
گرچه همه جمع را زِ من روشنی است
در چشم همه به هیچ میآیم باز ۲
کار من غم کشته کی آید با ساز ۱
گرچه همه جمع را زِ من روشنی است
در چشم همه به هیچ میآیم باز ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸ - شمع آمد و گفت: آتش و گازست عظیم
گوهر بعدی:شماره ۴۰ - شمع آمد و گفت: ماندهام بی سر و پا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.