خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از درد و رنج شاعر در زندگی سخن میگوید. او از بیعدالتیهای اجتماعی، فقر، استثمار کارگران و فساد در سیستمهای قدرت انتقاد میکند. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند اشکبار بودن دیده، ابر بهاری و خون دل، احساسات عمیق خود را بیان میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق اجتماعی و انتقادی است که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، برخی از تصاویر و استعارهها ممکن است برای خوانندگان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۷ - ز بس ای دیده سر کردی شب غم اشکباری را
ز بس ای دیده سر کردی شب غم اشکباری را
بروز خویش بنشاندی من و ابر بهاری را ۱
گدا و بینوا و پاکباز و مفلس و مسکین
ندارد کس چو من سرمایه ی بی اعتباری را ۲
چرا چون نافه آهو نگردد خون دل دانا
در آن کشور که پشک ارزان کند مشک تتاری را ۳
غنا با پافشاری کرد ایجاد تهی دستی
خدا ویران نماید خانه ی سرمایه داری را ۴
وکالت چون وزارت شد ردیف نام اشرافی
چه خوب آموختند این قوم علم خر سواری را ۵
ز جور کارفرما کارگر آن سان به خود لرزد
که گردد روبرو کبک دری باز شکاری را ۶
ز بس بی آفتاب عارضت شب را سحر کردم
ز من آموخت اختر، شیوه ی زنده داری را ۷
بروز خویش بنشاندی من و ابر بهاری را ۱
گدا و بینوا و پاکباز و مفلس و مسکین
ندارد کس چو من سرمایه ی بی اعتباری را ۲
چرا چون نافه آهو نگردد خون دل دانا
در آن کشور که پشک ارزان کند مشک تتاری را ۳
غنا با پافشاری کرد ایجاد تهی دستی
خدا ویران نماید خانه ی سرمایه داری را ۴
وکالت چون وزارت شد ردیف نام اشرافی
چه خوب آموختند این قوم علم خر سواری را ۵
ز جور کارفرما کارگر آن سان به خود لرزد
که گردد روبرو کبک دری باز شکاری را ۶
ز بس بی آفتاب عارضت شب را سحر کردم
ز من آموخت اختر، شیوه ی زنده داری را ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶ - در سیاست آن که شاگرد است طفل مکتبی را
گوهر بعدی:شماره ۸ - به هنگام سیه روزی علم کن قد مردی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.