امیرشاهی سبزواری : غزلیات
شماره ۳۳ - با طره تو سنبل شوریده حال چیست؟
با طره تو سنبل شوریده حال چیست؟
عطار نیشابوری : باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد
شماره ۸۰ - ای شمع! تُرا نیست ز سوز آگاهی
ای شمع! تُرا نیست ز سوز آگاهی
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۳۹ - کی از اسباب نیکی بدگهر فرخنده میگردد
کی از اسباب نیکی بدگهر فرخنده میگردد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۹۴۲ - محتاج کی به نشأه می چشم مست توست؟
محتاج کی به نشأه می چشم مست توست؟
خیام : رباعیات
رباعی ۱۳۵ - یک روز ز بند عالم آزاد نیم
یک روز ز بند عالم آزاد نیم
فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۱۳۰ - یک چند درین رسته پریشان گشتیم
یک چند درین رسته پریشان گشتیم
صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۴۱ - البوادر
بوادر فجئه‌ئی باشد که بر دل
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۰۶ - آن روز که چون سرو سر از خاک زدیم
آن روز که چون سرو سر از خاک زدیم
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۵۴۵ - چو ماه روزه از اوج سما شد
چو ماه روزه از اوج سما شد
یغمای جندقی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۶ - تا خاست ز خط آتش رخسار ترا دود
تا خاست ز خط آتش رخسار ترا دود
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۲۹۳ - از دست تو ما ساغر صهبا زده ایم
از دست تو ما ساغر صهبا زده ایم
اوحدی مراغه‌ای : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ - وله غفرالله ذنوبه
سرم خزینهٔ خوفست و دل سفینهٔ بیم
طغرل احراری : غزلیات
شماره ۱۹۶ - هر کرا گر دلبرش باشد نباشد دل برش
هر کرا گر دلبرش باشد نباشد دل برش
الهامی کرمانشاهی : قصاید
شمارهٔ ۱۳ - در مدح میرزا حسن خان نایب الحکومه گوید
عید قربان آمد ای دلبر شوم قربان تو
واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۲۲ - ما را نه حرف تند یاران ضرر است
ما را نه حرف تند یاران ضرر است
ادیب الممالک : قصاید
شماره ۱۴۱ - این چکامه را در بیست و پنجم محرم یکهزار و سیصد و هشت در باغ زرنق ملک جناب مستطاب
این چکامه را در بیست و پنجم محرم یکهزار و سیصد و هشت در باغ زرنق ملک جناب مستطاب حجة الاسلام حاجی میرزا جواد آقای مجتهد تبریزی سلمه الله تعالی ساختم در اینروز جناب مستطاب اجل امیر نظام دام اجلاله با جناب ساعدالملک و نواب نصرة الدوله و جناب مستطاب نظام العلماء و عمدء الامراء مؤتمن نظام و جناب بیگلربیگی و معدودی از اعیان شهر مهمان جناب مجتهد بودند من بنده را هم جناب اجل اشاره آمدن فرمودند و روز دیگر مأمور بگفتن این قصیده شدم و در حینی که درد دلم عارض شده در خیمه وسط باغ که مقامی منزه و خلوت بود رفته در یکساعت و اند دقیقه این ابیات بساختم و بیاوردم و این ایام روزگاری بود که ایزد تعالی جناب مجتهد را حیاتی نو بخشیده بود بعد از آنکه روزگار دراز در بستر خفته و طبیبانش آیت نومیدی گفته بودند سالش نیز از هفتاد گذشته.
جمال‌الدین عبدالرزاق : مقطعات
شمارهٔ ۵۶ - خامه و خط
ای ز خورشید رای روشن تو
اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۵۵ - من درون درد درمان یافتم
من درون درد درمان یافتم
ابوعلی عثمانی : باب سوم
بخش ۱۳ - محو و اثبات
و از آن جمله محو و اثباتست. محو برداشتن صفتهاء عادتی بود و اثبات قیام کردن بود باحکام عبادات، هر کی احوال خویش پاکیزه دارد از خصلتهاء نکوهیده و بَدَل کند باحوال و اقوال پسندیده، خداوند محو و اثبات بود.
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۹۰۹ - کسان که جانب هم را نگه می دارند
کسان که جانب هم را نگه می دارند