خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از تلاشهای بیثمر و ناکامیهای خود در زندگی میگوید. او بیان میکند که هرچه کوشیده تا وضعیت خود را بهبود بخشد، نتیجهای معکوس گرفته و در نهایت به جای پیشرفت، به وضعیتی بدتر دچار شده است. همچنین، او به بدبیاری و اقبال بد خود اشاره میکند و خود را به آیینهفروشی در شهری کور تشبیه میکند که خریداری ندارد.
مفاهیم عمیق مرتبط با ناامیدی، تقدیر و شکست در زندگی ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، درک استعارههای بهکاررفته (مانند آیینهفروش در شهر کور) نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۳۰ - یک چند درین رسته پریشان گشتیم
یک چند درین رسته پریشان گشتیم
گفتیم گران شویم ارزان گشتیم ۱
در طالع ما کساد بازاری بود
آیینهفروش شهر کوران گشتیم ۲
گفتیم گران شویم ارزان گشتیم ۱
در طالع ما کساد بازاری بود
آیینهفروش شهر کوران گشتیم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۹ - ما نقش هوس ز لوح هستی شستیم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۱ - چون غنچه ازین باغ شتابان رفتیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.