شمس مغربی : رباعیات
شماره ۱۹ - ای گشته عیان روی تو از جام جهان
ای گشته عیان روی تو از جام جهان
اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۱۴۸ - پیش عارف که ز آفات طریق اگاهست
پیش عارف که ز آفات طریق اگاهست
اوحدی مراغه‌ای : رباعیات
رباعی ۱۲۰ - کم کن ز غمش فغان و مستی، ای دل
کم کن ز غمش فغان و مستی، ای دل
خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۲۲۳ - الهی عارف تو را به نور تو میداند و از شعاع وجود عبارت نمیتواند در آتش مهر می سوز
الهی عارف تو را به نور تو میداند و از شعاع وجود عبارت نمیتواند در آتش مهر می سوزد و از نار باز نمی پردازد.
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۶۹ - دل جز به دو زلف مشکبارش ندهند
دل جز به دو زلف مشکبارش ندهند
میرزا حبیب خراسانی : غزلیات
شماره ۲۱۲ - رفت از عمرم ای پسر چل سال
رفت از عمرم ای پسر چل سال
سعدی : باب دوم در اخلاق درویشان
حکایت ۲ - درویشی را دیدم، سر بر آستانِ کعبه همی‌مالید
درویشی را دیدم، سر بر آستانِ کعبه همی‌مالید و می‌گفت: یا غَفور! یا رحیم! تو دانی که از ظَلومِ جَهول چه آید.
غزالی : رکن دوم - رکن معاملات
بخش ۳۸ - باب اول
بدان که خدای تعالی می گوید، «یا ایها الرسل کلوا من الطیبات و اعملوا صالحا یارسولان، آنچه خورید حلال و پاک خورید و آنچه کنید از طاعت، شایسته کنید»، و رسول (ص) برای این گفت که طلب حلال بر همه مسلمانان فریضه است و گفت، «هرکه چهل روز حلال خورد که به هیچ حرام نیامیزد، خدای تعالی دل وی را پرنور کند و چشمهای حکمت از دل وی بگشاید و در یک روایت دوستی دنیا از دل وی ببرد». و سعد از بزرگان صحابه بود. گفت، «یا رسول الله دعا کن تا دعا مرا اجابت بود به هر دعا که کنم». گفت، «حلال خور تا دعا مستجاب شود». و رسول (ص) گفت، «بسیار کس طعام و جامه و غذای وی حرام است، آنگاه دست برداشته دعا می کند، چنین دعا کی اجابت کنند؟» گفت، «خدای تعالی را فرشته ای است بر بیت المقدس. هر شبی منادی می کند که هرکه حرام خورد خدای تعالی از وی خشنود نباشد و از وی نه فریضه پذیرد و نه سنت». و گفت، «هرکه جامه ای خرد به ده درم که یک درم از وی حرام بود، تا آن جامه بر تن وی بود نماز وی نپذیرند». و گفت، «هر گوشتی که از حرام رسته باشد آتش به وی اولیتر». و گفت، «هرکه باک ندارد که مال از کجا به دست آرد، خدای تعالی باک ندارد که وی را از کجا خواهد به دوزخ افکند». و گفت، «عبادت ده جزو است، نه جزو از وی طلب حلال است». و گفت، «هرکه شب به خانه شود مانده از طلب حلال، آمرزیده خسبد و بامداد که برخیزد خدای تعالی از وی خشنود بود». و گفت، «خدای تعالی می گوید کسانی که از حرام پرهیز کنند، شرم دارم که با ایشان حساب کنم». و گفت، «یک دروم از ربوا صعب تر است از سی بار زنا که در مسلمانی بکنند». و گفت، «هرکه مالی از حرام کسب کند، اگر به صدقه دهد نپذیرند و اگر بنهد زاد بود به دوزخ».
امیرعلیشیر نوایی : غزلیات
شمارهٔ ۶۱ - تتبع خواجه
قدم به کلبه ام از لطف بیکرانه تست
فصیحی هروی : ابیات پراکنده
شماره ۱۵ - ره نمی‌یابد اجل هم بر سر بالین ما
ره نمی‌یابد اجل هم بر سر بالین ما
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۳۲۷ - امشب دل دیوانه غوغای دگر دارد
امشب دل دیوانه غوغای دگر دارد
مولوی : غزلیات
غزل ۶۸۳ - ز خاک من اگر گندم برآید
زِ خاکِ من اگر گَندُم بَرآیَد
رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره‏
۱۵ - النوبة الثانیة: قوله تعالى قُلْ إِنْ کانَتْ لَکُمُ الدَّارُ الْآخِرَةُ عِنْدَ اللَّهِ خالِصَةً م
قوله تعالى قُلْ إِنْ کانَتْ لَکُمُ الدَّارُ الْآخِرَةُ عِنْدَ اللَّهِ خالِصَةً مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ مفسران گفتند این آیت بسبب آن فرو آمد که جهودان میگفتند لَنْ یَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ کانَ هُوداً أَوْ نَصارى‏ در بهشت جز جهودان و ترسایان نشوند، اللَّه تعالى گفت تِلْکَ أَمانِیُّهُمْ اینست دروغهاى ساخته و آرزوهاى ایشان، اى رسول من گوى ایشان را که حجت خویش باز نمائید و بیارید اگر مى‏راست گوئید. ایشان گفتند نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ ما پسران اوئیم و دوستان او، و دوستان و پسران را لا محاله ببهشت خود فرو آرد. رب العالمین گفت پیغامبر من ایشان را گوى اگر چنانست که شما مى‏گویید که پیروزى در آن و بهشت جاودان شما راست نى دگران، و کس را با شما انبازى نیست در آن پس اگر چنین است مرگ خواهید بآرزو، تا باین ناز و نعیم و نواخت مقیم در رسید.
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۳۶ - دل دگربار در آن زلف دو تا افتاده است
دل دگربار در آن زلف دو تا افتاده است
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۸۵۷ - دیده بوصل آرمید دل نشود خوش هنوز
دیده بوصل آرمید دل نشود خوش هنوز
رضی‌الدین آرتیمانی : غزلیات
غزل ۷۰ - غمزه خونریز و عشوه در پی جان
غمزه خونریز و عشوه در پی جان
مولانا خالد نقشبندی : قطعات
قطعه ۴ - داد از تظلم فلک حقه باز داد
داد از تظلم فلک حقه باز داد
سعدی : باب پنجم در عشق و جوانی
حکایت ۱۹ - یکی را از ملوک عرب حدیث مجنون لیلی و شورش حال او بگفتند
یکی را از ملوک عرب حدیث مجنون لیلی و شورش حال او بگفتند که با کمال فضل و بلاغت سر در بیابان نهاده است و زمام عقل از دست داده.
عطار نیشابوری : بخش بیست و هفتم
الحكایة و التمثیل
بیدلی بودست جانی بیقرار
مولوی : غزلیات
غزل ۱۸۸۱ - از چشمۀ جان ره شد در خانۀ هر مسکین
از چَشمۀ جان رَهْ شُد در خانۀ هر مِسکین