سلمان ساوجی : جمشید و خورشید
بخش ۴۵ - غزل
بیا جانا که خرم نو بهاریست
سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۶۹ - ای خواجه دوای درد ما کی باشد؟
ای خواجه دوای درد ما کی باشد؟
مجیرالدین بیلقانی : قطعات
شماره ۷۷ - عیسی نفسا! تویی که هر دم
عیسی نفسا! تویی که هر دم
سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۱۵۷ - در رثای ابوالمعالی احمد بن یوسف
رفت قاضی بلمعالی ای سنایی آه کو
سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۱۳۴ - در مدح عمادالدین محمدبن منصور: ای محمد نام و احمد خلق و محمودی شیم
ای محمد نام و احمد خلق و محمودی شیم
اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۳۲۱ - درد بیدرمان دوای جان بی آرام اوست
درد بیدرمان دوای جان بی آرام اوست
ابن یمین فَرومَدی : قصاید
شمارهٔ ١۴٠ - وله در مدح کرایشاه
ایصبا لطفی بود گر بگذری یک صبحگاه
مولوی : غزلیات
غزل ۵۱۵ - خانهٔ دل باز کبوتر گرفت
خانهٔ دل باز کبوتر گرفت
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۷۷ - ای گلخن غم کرده سرای دل من
ای گلخن غم کرده سرای دل من
مولوی : غزلیات
غزل ۵۵۱ - جان و جهان چو روی تو در دو جهان کجا بود؟
جان و جهان چو رویِ تو در دو جهان کجا بُوَد؟
مولوی : غزلیات
غزل ۱۵۴۷ - من با تو حدیث‌‌ بی‌زبان گویم
من با تو حَدیثْ‌‌ بی‌زبان گویم
مولوی : غزلیات
غزل ۱۹۴۲ - من ز گوش او بدزدم حلقهٔ دیگر نهان
من زِ گوشِ او بِدُزدم حَلْقهٔ دیگر نَهان
مولوی : غزلیات
غزل ۲۵۵۰ - یکی دودی پدید آمد، سحرگاهی به هامونی
یکی دودی پدید آمد، سَحَرگاهی به هامونی
فردوسی : سهراب
بخش ۱ - اگر تندبادی براید ز کنج
اگر تندبادی براید ز کنج
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۲۲۸ - نیابد ره به بزمش گر دل پر اضطراب من
نیابد ره به بزمش گر دل پر اضطراب من
نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۴۷ - چرا چو ابر نگریی چرا چو باد نکوشی
چرا چو ابر نگریی چرا چو باد نکوشی
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۲۸ - بر روی تو از هلاک جانم غم نیست
بر روی تو از هلاک جانم غم نیست
واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۲۰۲ - نفست از طول امل چند بود در تک و تاز؟
نفست از طول امل چند بود در تک و تاز؟
رشیدالدین میبدی : ۳- سورة آل عمران- مدنیة
۱۳ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: یا أَهْلَ الْکِتابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِی إِبْراهِیمَ الآیة... از روى حقیقت این آیت اشارتست بلطف خداى با بندگان، و پسندیدن طاعت ایشان، و جزاء آن دادن به اضعاف کردار ایشان. خلیل اللَّه (ع) که در راه توحید منزل داشت و در حقیقت تفرید هر چیز جز اللَّه بگذاشت، و همه درباخت، مال بمهمان داد، و فرزند بقربان داد، و خود را بنیران. ربّ العالمین آن از وى بپسندید، و حکایت کرد از وى، و گفت: فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِی إِلَّا رَبَّ الْعالَمِینَ ابراهیم (ع) آنست که هر چه دون ماست همه را بدشمن گرفت، و دوستى ما بر همه اختیار کرد، بزبان حال گوید:
عطار نیشابوری : باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه
شماره ۵۱ - چون نیست کسی در دو جهان دمسازت
چون نیست کسی در دو جهان دمسازت