مجد همگر : رباعیات
شماره ۴۹۵ - یک یک هنرم بین و گنه ده ده بخش
یک یک هنرم بین و گنه ده ده بخش
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۱۲۷ - بس که در هجر تو فرسود از ضعیفی پیکرم
بس که در هجر تو فرسود از ضعیفی پیکرم
جلال عضد : غزلیّات
شماره ۸۵ - مه را چو تو رخ باز کنی تاب نباشد
مه را چو تو رخ باز کنی تاب نباشد
نیما یوشیج : مجموعه اشعار
شب است
شب است،
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۶۴ - آنانکه بپا بنای هستی دارند
آنانکه بپا بنای هستی دارند
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۶٢٠ - فراق حضرت گردونجناب سرور عهد
فراق حضرت گردونجناب سرور عهد
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۲۱ - دل رفت بر کسی که بی‌ماش خوش است
دل رفت بر کسی که بی‌ماش خوش است
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۳۲ - چون لاله و سبزه باهم آمیخته شد
چون لاله و سبزه باهم آمیخته شد
انوری : مقطعات
شمارهٔ ۱۶۲ - کتاب و کلاهی نزد بزرگی داشت در تقاضای آن گوید
به کلاهی بزرگ کرد مرا
آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۱۷۷ - شب هجران، نمیدانم ز پی دارد سحر یا نه؟!
شب هجران، نمی‌دانم ز پی دارد سحر یا نه؟!
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۰۲ - نکهت زلف تو را شمال ندارد
نکهت زلف تو را شمال ندارد
سلیم تهرانی : قصاید
شمارهٔ ۱۱ - در مدح اسلام خان
نوبهار آمد و شد قطره فشان ابر مطیر
نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۷۹ - این گل گلشن دل یا رخ دلدار منست
این گل گلشن دل یا رخ دلدار منست
نصرالله منشی : مقدمهٔ نصرالله منشی
بخش ۸ - ادامهٔ یادکرد از سلطان ماضی محمود
اما شرح و تفصیل آن ممکن نیست، که بی اشباعی سخن در تقریر آن معیوب نماید، و اگر بسطی داده شود غرض از ترجمه این کتاب محجوب گردد. لاجرم به میامن آن نیتهای نیکو و عقیدتهای صافی ضعار پادشاهی و خلال جهانداری در این خاندانهای بزرگ موبد و مخلد و دایم و جاوید گشته است، و سیرت پادشاهان این دولت، ثبتها الله، طراز محاسن عالم و جمال مفاخر بنی آدم شده، و زمانه عز وشرف را انقیاد نموده، و ذکر آن بقلم عطارد بر پیکر خورشید نبشته. و حمدالله تعالی که مخایل مزید مقدرت و دلایل مزیت بسطت هرچه ظاهرتر است، و امیدهای بندگان مخلص در آنچه دیگر اقالیم عالم در خطه ملک میمون خواهد افزود و موروث و مکتسب اندران بهم پیوست هرچه مستحکمتر؛ و این بنده و بنده زاده را در مدح مجلس اعلی قاهری ضاعف الله اشراقه قصیده ایست که از زبان مبارک شاهنشاهی گفته شده است، دو بیت ازان که لایق این سیاقت بود اثبات افتاد:
حیدر شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۶۲ - و له ایضا
ساقی! بیار باده و مطرب بساز ساز
عبدالقادر گیلانی : غزلیات
شمارهٔ ۱۲ - شب وصل حبیب
آن که آتش افکند درخلق جانان من است
کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۸۱ - دل که لبریز الم شد ز نوا می افتد
دل که لبریز الم شد ز نوا می افتد
انوری : رباعیات
رباعی ۹۸ - ای روزی خصم پیش خورد حشمت
ای روزی خصم پیش خورد حشمت
صامت بروجردی : کتاب الروایات و المصائب
شمارهٔ ۹ - فروختن برادران، حضرت یوسف را به غلامی
کشت چون از کید اخوان در بدر
رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره‏
۴۰ - النوبة الاولى: قوله تعالى: یَسْئَلُونَکَ ترا مى‏پرسند عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ از مى و قما
قوله تعالى: یَسْئَلُونَکَ ترا مى‏پرسند عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ از مى و قمار قُلْ بگوى فِیهِما إِثْمٌ کَبِیرٌ در مى و قمار بزه بزرگ است وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ و مردمان را در آن منفعتهاست، وَ إِثْمُهُما أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما اما بزه‏مندى آن مهتر است از منفعت آن، وَ یَسْئَلُونَکَ و ترا مى‏پرسند ما ذا یُنْفِقُونَ که چند نفقه کنیم قُلِ الْعَفْوَ بگوى آنچه بسر آید از شما و ازیشان که داشت ایشان واجب است بر شما، کَذلِکَ چنین هن یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الْآیاتِ پیدا میکند خداى شما را سخنان خویش، و نشانهاى مهربانى خویش.