مولوی : غزلیات
غزل ۱۸۰۶ - آن سو مرو این سو بیا ای گلبن خندان من
آن سو مَرو این سو بیا ای گُلْبُن خندانِ من
ترانه های کودکانه : بخش اول
زیر گنبد کبود
یکی بود یکی نبود
وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۳۹۴ - از برای خاطر اغیار خوارم می‌کنی
از برای خاطر اغیار خوارم می‌کنی
محمد بن منور : فصل سیم - در کرامات وی در حیات و وفات
حکایت ۱۵ - خواجه امام ابوالمعالی قشیری گفت: بعد از وفات شیخ بوسعید بچند سالها به نشابور در خانقاه شیخ دعوتی کرده بودند و من با پدر خویش و با هر دو عم خود امام اب
خواجه امام ابوالمعالی قشیری گفت: بعد از وفات شیخ بوسعید بچند سالها به نشابور در خانقاه شیخ دعوتی کرده بودند و من با پدر خویش و با هر دو عم خود امام ابونصر و امام ابوسعید در آنجای بودیم و جملۀ شهر از اکابر ایمه و متصوفه حاضر بودند و فخر الاسلام ابوالقاسم پسر امام الحرمین ابوالمعالی بامابود واو مردی متکبر و متهور بود و جوان بود، با پدرم سخن بسیار می‌گفت، او را گفت بسیار سخن مگوی شاید کی صوفیان ما را بازخواست کنند. فخرالاسلام گفت برسبلت همۀ صوفیان آنگاه کی به منزلت جنید رسیده باشند! این کلمه بگفت و همچنان سخن می‌گفت. گربۀ از درخانقاه در آمد و ازکنار درگرفت و یک یک را از آن جمع می‌بویید، چون به فخرالاسلام رسید او را ببویید و بر وی شاشید وبدر خانقاه بیرون شد. فخرالاسلام بشکست و بدانست کی این قفا از کجا خورد، برخاست تا استغفار کند، جمع اشارت بخواجه امام بوسعید قشیری کردند که او بزرگتر جمع بود، چون بدانستند که چه رفته است. گفت این استغفار در شیخ ابوسعید ابوالخیر باید کرد کی این کرامات وی بود کی این خانقاه ویست و او بعد به چندین سالها از وفات خویش مشرف است بر حالات که چون از جمع یکی بی‌خردکی در وجود آمد گوش مال آن بچه وجه داد. پس همه جمع برین متفق گشتند و فخرالاسلام روی سوی میهنه کرد و استغفار کرد و جمع را حالتها پدید آمد و خرقها افتاد و وقتی خوش برفت.
صفایی جندقی : ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی
بند ۴۰ - کای میر نامور پدر مهر پرورم
کای میر نامور پدر مهر پرورم
حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۸۱ - گذرد گرم ز دل، آه سحرگاهی ما
گذرد گرم ز دل، آه سحرگاهی ما
اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
خودی را نشهٔ من عین هوش است
خودی را نشهٔ من عین هوش است
رشیدالدین وطواط : مقطعات
شمارهٔ ۱۴ - ترجمه از شعر تازی
هست ابوبکرخته در دانش
سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۱۹۳ - دلبرم عزم سفرکردو روان خواهدشد
دلبرم عزم سفرکردو روان خواهدشد
مولوی : ترجیعات
سی‌پنجم
زهی دریا زهی بحر حیاتی
یغمای جندقی : صکوک الدلیل
بخش ۳ - نعت پیامبر
درودی معطر چو زلفین یار
کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۲۸۶ - زخمهای شانه از زلفت فراهم می شود
زخمهای شانه از زلفت فراهم می شود
قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۶۸ - آسمان پوشیده نیلی جان من غمناک چیست
آسمان پوشیده نیلی جان من غمناک چیست
مولوی : ترجیعات
سی‌و سوم
رها کن ناز، تا تنها نمانی
عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۲۹۳ - برهمن کیشم، که صدقم طعنه بر اصحاب زد
برهمن کیشم، که صدقم طعنه بر اصحاب زد
مولوی : ترجیعات
سی و یکم
اگر سوزد درون تو چو عود خام، ای ساقی
مولوی : ترجیعات
سی‌ام
عجب سروی، عجب ماهی، عجب یاقوت و مرجانی
مولوی : ترجیعات
بیست و نهم
با شیر رو به شانگی آوردمان دیوانگی
سعدی : غزلیات
غزل ۳۲۸ - رها نمی‌کند ایام در کنار منش
رها نمی‌کند ایام در کنار منش
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۳۳۷ - دریغ عمر که بی روی دوستان بگذشت
دریغ عمر که بی روی دوستان بگذشت