خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از دست و پایی که او را به معشوق رساندهاند، سخن میگوید و بیان میکند که از آن دست جز بند و از آن پا جز باد ندارد. این متن احساس وابستگی و عشق عمیق به معشوق را نشان میدهد.
این متن دارای مفاهیم عاطفی و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
رباعی ۴۰ - دستی که حمایل تو بودی پیوست
دستی که حمایل تو بودی پیوست
پایی که مرا نزد تو آوردی مست ۱
زان دست به جز بند ندارم بر پای
زان پای به جز باد ندارم در دست ۲
پایی که مرا نزد تو آوردی مست ۱
زان دست به جز بند ندارم بر پای
زان پای به جز باد ندارم در دست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۳۹ - هجرت به دلم چو آتشی در پیوست
گوهر بعدی:رباعی ۴۱ - تا زلف بتم به بند زنجیر منست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.