خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر درد فراق و عشق عمیق شاعر به معشوق است. شاعر از غم فراق و یاد معشوق مینالد و بیان میکند که هیچ غمگساری جز غم معشوق برای دلش وجود ندارد. همچنین، او از ضعف خود در برابر عشق و بار سنگین غم سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد فراق و غم عشق ممکن است برای سنین پایینتر سنگین باشد.
شماره ۴۶۳ - ای از عرق جبین تو صبح بهار دل
ای از عرق جبین تو صبح بهار دل
یاد قدت نهال لب جویبار دل ۱
هر دل که بیشمار نباشد در آن غمت
در پیش عاشقان نبود در شمار دل ۲
فارغ شدم بفکر تو از فکر روزگار
غیر از غم تو نیست کسی غمگسار دل ۳
چشمم ز رشک، تشنه به خون دلم شده است
تا دیده است یاد ترا در کنار دل ۴
هرگه که یاد بسمل تیغ تو کرده ام
از خود فشانده ام بتپیدن غبار دل ۵
واعظ چنین ضعیف و، غمت این قدر گران
چون قامتش خمیده نگردد ز بار دل؟! ۶
یاد قدت نهال لب جویبار دل ۱
هر دل که بیشمار نباشد در آن غمت
در پیش عاشقان نبود در شمار دل ۲
فارغ شدم بفکر تو از فکر روزگار
غیر از غم تو نیست کسی غمگسار دل ۳
چشمم ز رشک، تشنه به خون دلم شده است
تا دیده است یاد ترا در کنار دل ۴
هرگه که یاد بسمل تیغ تو کرده ام
از خود فشانده ام بتپیدن غبار دل ۵
واعظ چنین ضعیف و، غمت این قدر گران
چون قامتش خمیده نگردد ز بار دل؟! ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۲ - قامتم گردید چون قلاب، از یاد اجل
گوهر بعدی:شماره ۴۶۴ - چشم پیکانت، نگاهی کرده روزی سوی دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.