خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از ساقی میخواهد جرعهای بر سرش بریزد، زمانی که او به خاک سپرده شود. او خیال معشوقهاش را در چشمهایش جای داده و معتقد است جایگاه مناسب سرو و گل بر آب روان است.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
غزل ۲۵۹ - بیفشان جرعهای ساقی گرائی بر سرم روزی
بیفشان جرعهای ساقی گرائی بر سرم روزی
که خشت قالبم خاک سر کوی مغان باشد
خیال روی و قدش را درون دیده جا کردم
که جای سرو گل آن به که برآب روان باشد
که خشت قالبم خاک سر کوی مغان باشد
خیال روی و قدش را درون دیده جا کردم
که جای سرو گل آن به که برآب روان باشد
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۸ - بلایی گشت حسنت بر زمین و همچو تو ماهی
گوهر بعدی:غزل ۲۶۰ - اگر به تربتم آیی هزار سال پس از من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.