خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و وفاداری سخن میگوید و آرزو میکند که پس از مرگش، گل وفای معشوق بر سر خاکش بشکفد. همچنین، او جماعتی کوتهنظر را سرزنش میکند که سرو بلندقامت را با قد دلربای معشوق مقایسه میکنند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و انتقادی موجود در شعر برای درک و ارتباط بهتر، به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی بیشتری نیاز دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
غزل ۲۶۰ - اگر به تربتم آیی هزار سال پس از من
اگر به تربتم آیی هزار سال پس از من
شگفته بر سر خاکم گل وفای تو باشد
زهی جماعت کوته نظر که سرو سهی را
گمان برند که چون قد دل ربای تو باشد
شگفته بر سر خاکم گل وفای تو باشد
زهی جماعت کوته نظر که سرو سهی را
گمان برند که چون قد دل ربای تو باشد
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۹ - بیفشان جرعهای ساقی گرائی بر سرم روزی
گوهر بعدی:غزل ۲۶۱ - درشهر فتنهای شد میدانم از که باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.