ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۲۱۱ - ای زود گرد گنبد بر رفته
ای زود گرد گنبد بر رفته
سعدالدین وراوینی : باب سیوم
داستانِ شاه اردشیر با دانای مهران به
شاه اردشیر با دانای مهران به خلوتی ساخت و ازو درخواست که خوردنی از پوشیدنی جدا کند و از بهر هر مأکولی و ملبوسی وعائی و جائی مخصوص گرداند. دانا (یِ) مهران‌به گفت: بدانک من اجزاء این جهان را مجموع کرده‌ام در یکجای و مهرِ قناعت برو نهاده، اگر متفرق کنم، هر یک را موضعی باید و از بهر آن حافظی و مرتّبی بکار آید و اعداد و اعیان آن بیشتر گردد، پس کار بر من دراز شود و تا درنگری این اژدهایِ خفته را که حرص نامست، بیدار کرده باشم و زخمِ دندان زهر آلودهٔ او خورده. اردشیر گفت: از تنگیِ مقام و مأوایِ خود میندیش که مرا سراهایِ خوش و خرّمست با صد هزار آئین و تزیین، چون نگارخانهٔ چین آراسته، صحنهایِ آن از میدان وهم فراخ‌تر و سقفهایِ آن از نظرِ عقل عالی‌تر، خانهائی چون رایِ خردمندان روشن و چون رویِ دوستان طرب‌افزای. هر کدام که خواهی و دلت بدان فرو آید، اختیار کن تا بتو بخشم و در آن جایگاه فرشهایِ لایق و زیبا بگسترانند و چندانک باید از اسبابِ مأکول و مطعوم معدّ گردانند و خدمتگاران و غلامان را هر یک بخدمتی بگمارند که گفته‌اند : أَالدُّنیَا سَعَهُٔ المَنزِلِ وَ کَثرَهُٔ الخَدَمِ وَ طِیبُ الطَّعَامِ وَ لِینُ الثِّیَابِ ؛ و اگر محتاج شوی بلشکر و سپاه و اتباع، چندانکه خواهی، ساخته آید. دانای مهربان‌به گفت: معلومست که صدمهٔ هادِمُ اللّذّات چون در رسد، کاشانهٔ کیان و کاخِ خسروان همچنان در گرداند که کومهٔ بیوه زنان و با قصرِ قیصر همان تواند کرد که کلاتهٔ گدایان و داهیهٔ مرگ را چون هنگامِ حلول آید، راه بدان عمارتِ عالی معتبر همچنان یابد که بدان خرابهٔ مختصر و زوال و فنا بساحت و فنای آن طرب‌سرای همچنان نزول کند که بدین بیت‌الاحزان محقّر بنای. خانه اگر تا شرفاتِ قصرِ کیوان برآوری، بومِ بوار بر بامِ او نشیند و سقفِ سرایرا اگر باوجِ فرقدین و فرقِ مرزمین رسانی، غراب‌البینِ مرگ بر گوشهٔ ایوانش در نالهٔ‌زار و پردهٔ زیر، اَینَ الاَمِیرُ وَ مَا فَعَلَ السَّرِیرُ وَ اَینَ الحَاجِبُ وَ الوَزِیرُ بر خواند و گوید :
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۱۷۷ - صبح وصال کی دمد زین شب لاجورد من
صبح وصال کی دمد زین شب لاجورد من
فضولی : غزلیات
شماره ۳۲۱ - جفا کارست و خونریز آن بت بی درد می دانم
جفا کارست و خونریز آن بت بی درد می دانم
عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۶ - گر بر در آفتاب روشن باشم
گر بر در آفتاب روشن باشم
نهج البلاغه : نامه ها
نامه به دو تن از امیران سپاه در مورد رعايت سلسله مراتب فرماندهى
و من كتاب له عليه‌السلام إلى أميرين من أمراء جيشه وَ قَدْ أَمَّرْتُ عَلَيْكُمَا وَ عَلَى مَنْ فِي حَيِّزِكُمَا مَالِكَ بْنَ اَلْحَارِثِ اَلْأَشْتَرَ فَاسْمَعَا لَهُ وَ أَطِيعَا وَ اِجْعَلاَهُ دِرْعاً وَ مِجَنّاً
اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
برهمن گفت برخیز از در غیر
برهمن گفت برخیز از در غیر
انوری : رباعیات
رباعی ۵۹ - با آنکه دلم در غم هجرت خونست
با آنکه دلم در غم هجرت خونست
ناصرخسرو : سفرنامه
بخش ۷۱ - به سوی بصره
پس آن عریان کتاب های من بر شتر نهادند و برادرم را به شتر نشاندند و من پیاده برفتم روی به مطلع بنات النعش، زمینی هموار بود بی کوه و پشته. هر کجا زمین سخت تر بود آب باران در او ایستاده بود و شب و روز می‌رفتند که هیچ جا اثر راه پدید نبود الا بر سمع می‌رفتند و عجب آن که بی هیچ نشانی ناگاه به سرچاهی رسیدندی که آب بود. القصه به چهار شبانه روز به یمامه آمدیم.
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۳۶۹ - تا به فکر خود فتادم روزگار از دست رفت
تا به فکر خود فتادم روزگار از دست رفت
انوری : رباعیات
رباعی ۶۱ - گر شرح نمی‌دهم که حالم چونست
گر شرح نمی‌دهم که حالم چونست
سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۱۶۲ - در رثای محمد بهروز
اعتقاد محمد بهروز
فرخی سیستانی : قصاید
شمارهٔ ۱۰ - در مدح یمین الدولة سلطان محمود بن سبکتگین گوید
ای ملک گیتی گیتی تر است
اهلی شیرازی : ساقینامهٔ رباعی
شماره ۴۱ - ساقی قدحی که سوز داغم نرود
ساقی قدحی که سوز داغم نرود
ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۴۴ - دانی زچه شد و قف تعرض جانت
دانی زچه شد و قف تعرض جانت
جمال‌الدین عبدالرزاق : مقطعات
شمارهٔ ۲ - آفتاب راد نیست
من عجب دارم همی از شاعران
مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۳۸ - دل چرا چون شمع جز آه سربارش نباشد
دل چرا چون شمع جز آه سربارش نباشد
مولانا خالد نقشبندی : اشعار عربی
شماره ۱ (ابیات منتخبه من قصیدیه العربیه من بحر الکامل فی مدح شیخه اانشاها لیله دخوله بلده جهان آباد)
کملت مسافه کعبه الآمال
سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۴۸ - مقصود ز احسان درم و دینار است
مقصود ز احسان درم و دینار است
ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۳۶ - حاصل از ریش وصیه جزء پشمت نیست
حاصل از ریش وصیه جزء پشمت نیست