عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۶۸ - هر جان که به نور قدس پیش اندیش است
هر جان که به نور قدس پیش اندیش است
عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۶۵ - گرچه دل تو زین همه غم تنگ شود
گرچه دل تو زین همه غم تنگ شود
نسیمی : اضافات
شماره ۱۱ - ذات آمد اب اسما، اسم آمد ام فعل
ذات آمد اب اسما، اسم آمد ام فعل
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۹۱۷ - بزم رقصی زان نگار سیمبر می خواستیم
بزم رقصی زان نگار سیمبر می خواستیم
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۶۸۰ - فخر دو عالمیم و گدای تو آمدیم
فخر دو عالمیم و گدای تو آمدیم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۶۹۳ - بندگی کردن پسندیده است با آزادگی
بندگی کردن پسندیده است با آزادگی
وفایی مهابادی : غزلیات
شماره ۶۶ - السلام ای باغ رویت «جنت المأوا» ی من
السلام ای باغ رویت «جنت المأوا» ی من
جمال‌الدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۱۵۴ - حسنی چو دعا به سر فرازی
حسنی چو دعا به سر فرازی
سعدی : باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت ۴ - طایفهٔ دزدانِ عرب بر سرِ کوهی نشسته بودند
طایفهٔ دزدانِ عرب بر سرِ کوهی نشسته بودند و منفذِ کاروان بسته، و رعیّتِ بُلْدان از مَکایدِ ایشان مرعوب و لشکرِ سلطان مغلوب. به‌حکمِ آنکه مَلاذی مَنیع از قلّهٔ کوهی گرفته بودند و مَلجأ و مأوای خود ساخته. مدبّرانِ ممالک آن طرف در دفعِ مضرّت ایشان مشاورت همی‌کردند که اگر این طایفه هم برین نَسَق روزگاری مداومت نمایند مقاومت ممتنع گردد.
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۴۳ - از کف رغبت نداد، ساغر آیینه را
از کف رغبت نداد، ساغر آیینه را
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۲۲۷ - برای کام دنیا دامن دل بر میان مشکن
برای کام دنیا دامن دل بر میان مشکن
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۴۸۵ - در گرد خط نهان شد روی عرق فشانش
در گرد خط نهان شد روی عرق فشانش
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۸۸ - ما را به سر چاه بری دست زنی
ما را به سر چاه بری دست زنی
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۳۴۲ - عشق همان به که به زاری بود
عشق همان به که به زاری بود
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۵۹۸ - تا به عشق تو قدم برداشتیم
تا به عشق تو قدم برداشتیم
فضولی : رباعیات
شماره ۳۰ - دنیا نه مقام ذوق و عیش و طرب است
دنیا نه مقام ذوق و عیش و طرب است
سعدی : باب سوم در فضیلت قناعت
حکایت ۱ - خواهندهٔ مَغْرِبی در صفِ بزّازانِ حَلَب می‌گفت
خواهندهٔ مَغْرِبی در صفِ بزّازانِ حَلَب می‌گفت: ای خداوندانِ نعمت، اگر شما را انصاف بودی و ما را قناعت، رسمِ سؤال از جهان برخاستی.
ابوالفضل بیهقی : باقیماندهٔ مجلد پنجم
بخش ۲۸ - بردن امیر محمد به قلعهٔ مندیش
و نماز دیگر این قوم نزدیک امیر محمّد رسیدند، و چون ایشان را بجمله نزدیک خویش دید، خدای را، عزّوجلّ، سپاس داری کرد و حدیث سوزیان‌ فراموش کرد.
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۶۹۷ - رحمی ای عشق که من مانده بچنگ هوسم
رحمی ای عشق که من مانده بچنگ هوسم
عطار نیشابوری : عذر آوردن مرغان
حکایت بادنجان خوردن شیخ خرقانی
شیخ خرقانی که عرش ایوانش بود