قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۴۹ - باز ناخن سر پرسیدن داغم دارد
باز ناخن سر پرسیدن داغم دارد سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۳۳۸ - مرا که در تن بی قوتست جانی خشک
مرا که در تن بی قوتست جانی خشک کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۳۷ - تا شاخ شکوفه سیم خود کرد نثار
تا شاخ شکوفه سیم خود کرد نثار ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۴۴ - چون قفل نشاط را شود باغ کلید
چون قفل نشاط را شود باغ کلید قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۹۲ - در زمان ولیعهدی شاهنشاه ماضی محمد شاه غازی طابلله ثراه گوید
الحمد خدا را که ولیعهد مظفر عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۵۴۴ - عاشقی دکان رسوایی به شهر و کو منه
عاشقی دکان رسوایی به شهر و کو منه کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۶۳ - در کار تو صاحب نظران نظاره
در کار تو صاحب نظران نظاره عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۴۶۲ - چو لاله گون شوی از باده، در چمن مستم
چو لاله گون شوی از باده، در چمن مستم قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۹ - در ستایش پادشاه جمجاه ناصرالدین شاه خلدالله ملکه در زمان ولیعهدی گوید
سه هفته پیبشرک زین شبی به ماه صفر صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۱۰۱ - آه می دزدد نفس در سینه افگار من
آه می دزدد نفس در سینه افگار من قاسم انوار : غزلیات
شماره ۲۲۳ - بسیار سعی کردم و بسیار اجتهاد
بسیار سعی کردم و بسیار اجتهاد سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۲۲۵ - شمعیم و زندگانی ما در گداز ماست
شمعیم و زندگانی ما در گداز ماست مولوی : رباعیات
رباعی ۳۹۸ - گویند که صاحب فنون عقل کل است
گویند که صاحب فنون عقل کل است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۷۶۶ - تا خط مشکین لب لعل ترا در بر کشید
تا خط مشکین لب لعل ترا در بر کشید سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۱۵ - در بیان آنکه پاکی باطن را آبش شیخ است. لابد که ناپاک از آب پاک شود. حرفتها و صنعتها که کمترین چیزهاست بی استادی و معلمی حاصل نمیشود، شناخت خدای تعالی که مشکلترین و عزیزترین کارهاست و بالای آن چیزی نیست از خود کی میتوان بدان رسیدن. حق تعالی برای آن کار نیز معلمان پیدا کرد و آن انبیاء و اولیاء اند علیهم السلام بی حضرت ایشان آن کار بکس میسر نشود. آنکه بی استاد دانست نادر است و برنادر حکم نیست و هم آن نادر برای آنست که خلق دیگر از او بیاموزند و چون آموختند و بمراد رسیدند، چه از غیب و چه از استاد. باز نباید گفتن بمرید واصل که از آن شیخ که تو یافتی من نیز بروم و از او طلب دارم از تو قبول نمیکنم. همچنانکه نشاید گفتن که من از پیغمبر و یا از شیخ نمیستانم بروم از آنجا بطلبم که ایشان یافتند.
شیخ پاکت کند بگیر او را عبدالواسع جبلی : قصاید
مدیحه
ای عارض تو چون گل و زلف تو چو سنبل سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۱۰۴ - در مدح جمال الدین محمود
نگار من همه حسن و ملاحت است و جمال صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۱۷۶ - خام است شرابی که در او غلغله ای هست
خام است شرابی که در او غلغله ای هست جامی : تحفةالاحرار
بخش ۳۳ - حکایت آن صاحب کرم که بر همیان درم از رشته تدبیر پندگویان بند نهاد
هر چه دهی از سر انصاف ده ترکی شیرازی : فصل پنجم - قطعهها و تکبیتیها
شمارهٔ ۳۶ - غم بیهوده
اگر صد سال در این دار فانی
شماره ۱۴۹ - باز ناخن سر پرسیدن داغم دارد
باز ناخن سر پرسیدن داغم دارد سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۳۳۸ - مرا که در تن بی قوتست جانی خشک
مرا که در تن بی قوتست جانی خشک کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۳۷ - تا شاخ شکوفه سیم خود کرد نثار
تا شاخ شکوفه سیم خود کرد نثار ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۴۴ - چون قفل نشاط را شود باغ کلید
چون قفل نشاط را شود باغ کلید قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۹۲ - در زمان ولیعهدی شاهنشاه ماضی محمد شاه غازی طابلله ثراه گوید
الحمد خدا را که ولیعهد مظفر عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۵۴۴ - عاشقی دکان رسوایی به شهر و کو منه
عاشقی دکان رسوایی به شهر و کو منه کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۶۳ - در کار تو صاحب نظران نظاره
در کار تو صاحب نظران نظاره عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۴۶۲ - چو لاله گون شوی از باده، در چمن مستم
چو لاله گون شوی از باده، در چمن مستم قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۹ - در ستایش پادشاه جمجاه ناصرالدین شاه خلدالله ملکه در زمان ولیعهدی گوید
سه هفته پیبشرک زین شبی به ماه صفر صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۱۰۱ - آه می دزدد نفس در سینه افگار من
آه می دزدد نفس در سینه افگار من قاسم انوار : غزلیات
شماره ۲۲۳ - بسیار سعی کردم و بسیار اجتهاد
بسیار سعی کردم و بسیار اجتهاد سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۲۲۵ - شمعیم و زندگانی ما در گداز ماست
شمعیم و زندگانی ما در گداز ماست مولوی : رباعیات
رباعی ۳۹۸ - گویند که صاحب فنون عقل کل است
گویند که صاحب فنون عقل کل است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۷۶۶ - تا خط مشکین لب لعل ترا در بر کشید
تا خط مشکین لب لعل ترا در بر کشید سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۱۵ - در بیان آنکه پاکی باطن را آبش شیخ است. لابد که ناپاک از آب پاک شود. حرفتها و صنعتها که کمترین چیزهاست بی استادی و معلمی حاصل نمیشود، شناخت خدای تعالی که مشکلترین و عزیزترین کارهاست و بالای آن چیزی نیست از خود کی میتوان بدان رسیدن. حق تعالی برای آن کار نیز معلمان پیدا کرد و آن انبیاء و اولیاء اند علیهم السلام بی حضرت ایشان آن کار بکس میسر نشود. آنکه بی استاد دانست نادر است و برنادر حکم نیست و هم آن نادر برای آنست که خلق دیگر از او بیاموزند و چون آموختند و بمراد رسیدند، چه از غیب و چه از استاد. باز نباید گفتن بمرید واصل که از آن شیخ که تو یافتی من نیز بروم و از او طلب دارم از تو قبول نمیکنم. همچنانکه نشاید گفتن که من از پیغمبر و یا از شیخ نمیستانم بروم از آنجا بطلبم که ایشان یافتند.
شیخ پاکت کند بگیر او را عبدالواسع جبلی : قصاید
مدیحه
ای عارض تو چون گل و زلف تو چو سنبل سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۱۰۴ - در مدح جمال الدین محمود
نگار من همه حسن و ملاحت است و جمال صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۱۷۶ - خام است شرابی که در او غلغله ای هست
خام است شرابی که در او غلغله ای هست جامی : تحفةالاحرار
بخش ۳۳ - حکایت آن صاحب کرم که بر همیان درم از رشته تدبیر پندگویان بند نهاد
هر چه دهی از سر انصاف ده ترکی شیرازی : فصل پنجم - قطعهها و تکبیتیها
شمارهٔ ۳۶ - غم بیهوده
اگر صد سال در این دار فانی