سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۳۴۶ - ای جهانی پر از حکایت تو
ای جهانی پر از حکایت تو غبار همدانی : غزلیات
شماره ۹۹ - بت ابرو کمانی از کمینی
بت ابرو کمانی از کمینی ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۱۶ - دی بر ورقی که آن ز اشعار من است
دی بر ورقی که آن ز اشعار من است حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۵۹ - از صومعه تا میکده، پر راهی نیست
از صومعه تا میکده، پر راهی نیست خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۸۷۱ - دلکم برد بغارت ز برم دلبرکی
دلکم برد بغارت ز برم دلبرکی وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۱۱۸ - دلم امروز از آن لب هر زمان شکری دگر دارد
دلم امروز از آن لب هر زمان شکری دگر دارد مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۸۴ - از نعت نبی است در جنان مسکن من
از نعت نبی است در جنان مسکن من سحاب اصفهانی : قصاید
شماره ۱۱ - عیان شد چو خورشید زین سبز طارم
عیان شد چو خورشید زین سبز طارم مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۱۳ - می دانستم چو روز روشن صنما
می دانستم چو روز روشن صنما حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۶ - توبه بشکستند ما را برسرجمع آشکارا
توبه بشکستند ما را برسرجمع آشکارا صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۸۷۰ - بیداری سیاه دلان عین غفلت است
بیداری سیاه دلان عین غفلت است عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۱۳۶
پس عاشق از خود غایب بود و بمعشوق حاضر تا شاهد و مشهود او معشوق بود بلکه معشوق بغلبۀ ذکر حاضر بود و در عالم عشق دائم الحضور و این در مقامی بود که عاشق بیاد معشوق در یاد آید فَاذْکُرُونی اَذْکُرکُمْ. و درین دو لفظ تنبیهیست و وعدۀ.خواجه احمد خوشنام از بیرون شدگان بود حجة الاسلام او را روز عید بدید از وی عیدی خواست گفت آنچه ترا شاید آنست که در آن عید گذشته چون خلق از خروجگاه بازگشتند من در محراب نمازگاه سر بسجده نهادم گفتم خوشنام را عیدی فرست و نقد فرست که دلش را طاقت وعدۀ فردا نیست ندا بگوشم رسید که پیک حضرت رسید سر بردار سر برداشتم هدهدی را دیدم درمنقار رقعۀ از حریر سبز خطی از نور نوشته بود فاذْکُرُونی اَذْکُرکُم ای برادر عزیز این اشارت بعشق معشوق است فهم این را ذوق یابد. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۴۸۵ - قانع از رزق پریشان با دل صدپاره شو
قانع از رزق پریشان با دل صدپاره شو اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۱۳۱ - تا نقد دارضرب معارف کلام ماست
تا نقد دارضرب معارف کلام ماست کمال خجندی : غزلیات
شماره ۱۹۱ - عاشقان دردش طلب دارم مرا همدرد کیست
عاشقان دردش طلب دارم مرا همدرد کیست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۷۷۴ - از گداز جسم، جان پاک گوهر شد سفید
از گداز جسم، جان پاک گوهر شد سفید صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۴۹۴ - نمک عشق در آب و گل درویشان است
نمک عشق در آب و گل درویشان است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۰ - آه عالمسوز را در سینه دزدیدن چرا؟
آه عالمسوز را در سینه دزدیدن چرا؟ نهج البلاغه : خطبه ها
دنيا شناسى
و من كلام له عليهالسلام في ذم صفة الدنيا مفاتیح الجنان : زیارات جامعه
زیارت جامعه صغیره
این مقام در زیارت های جامعه است که هر امامی را می توان به آن زیارت کرد و این زیارات بسیار است که ما به ذکر چند نمونه از میان آن ها اکتفا می کنیم:
غزل ۳۴۶ - ای جهانی پر از حکایت تو
ای جهانی پر از حکایت تو غبار همدانی : غزلیات
شماره ۹۹ - بت ابرو کمانی از کمینی
بت ابرو کمانی از کمینی ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۱۶ - دی بر ورقی که آن ز اشعار من است
دی بر ورقی که آن ز اشعار من است حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۵۹ - از صومعه تا میکده، پر راهی نیست
از صومعه تا میکده، پر راهی نیست خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۸۷۱ - دلکم برد بغارت ز برم دلبرکی
دلکم برد بغارت ز برم دلبرکی وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۱۱۸ - دلم امروز از آن لب هر زمان شکری دگر دارد
دلم امروز از آن لب هر زمان شکری دگر دارد مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۸۴ - از نعت نبی است در جنان مسکن من
از نعت نبی است در جنان مسکن من سحاب اصفهانی : قصاید
شماره ۱۱ - عیان شد چو خورشید زین سبز طارم
عیان شد چو خورشید زین سبز طارم مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۱۳ - می دانستم چو روز روشن صنما
می دانستم چو روز روشن صنما حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۶ - توبه بشکستند ما را برسرجمع آشکارا
توبه بشکستند ما را برسرجمع آشکارا صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۸۷۰ - بیداری سیاه دلان عین غفلت است
بیداری سیاه دلان عین غفلت است عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۱۳۶
پس عاشق از خود غایب بود و بمعشوق حاضر تا شاهد و مشهود او معشوق بود بلکه معشوق بغلبۀ ذکر حاضر بود و در عالم عشق دائم الحضور و این در مقامی بود که عاشق بیاد معشوق در یاد آید فَاذْکُرُونی اَذْکُرکُمْ. و درین دو لفظ تنبیهیست و وعدۀ.خواجه احمد خوشنام از بیرون شدگان بود حجة الاسلام او را روز عید بدید از وی عیدی خواست گفت آنچه ترا شاید آنست که در آن عید گذشته چون خلق از خروجگاه بازگشتند من در محراب نمازگاه سر بسجده نهادم گفتم خوشنام را عیدی فرست و نقد فرست که دلش را طاقت وعدۀ فردا نیست ندا بگوشم رسید که پیک حضرت رسید سر بردار سر برداشتم هدهدی را دیدم درمنقار رقعۀ از حریر سبز خطی از نور نوشته بود فاذْکُرُونی اَذْکُرکُم ای برادر عزیز این اشارت بعشق معشوق است فهم این را ذوق یابد. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۴۸۵ - قانع از رزق پریشان با دل صدپاره شو
قانع از رزق پریشان با دل صدپاره شو اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۱۳۱ - تا نقد دارضرب معارف کلام ماست
تا نقد دارضرب معارف کلام ماست کمال خجندی : غزلیات
شماره ۱۹۱ - عاشقان دردش طلب دارم مرا همدرد کیست
عاشقان دردش طلب دارم مرا همدرد کیست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۷۷۴ - از گداز جسم، جان پاک گوهر شد سفید
از گداز جسم، جان پاک گوهر شد سفید صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۴۹۴ - نمک عشق در آب و گل درویشان است
نمک عشق در آب و گل درویشان است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۰ - آه عالمسوز را در سینه دزدیدن چرا؟
آه عالمسوز را در سینه دزدیدن چرا؟ نهج البلاغه : خطبه ها
دنيا شناسى
و من كلام له عليهالسلام في ذم صفة الدنيا مفاتیح الجنان : زیارات جامعه
زیارت جامعه صغیره
این مقام در زیارت های جامعه است که هر امامی را می توان به آن زیارت کرد و این زیارات بسیار است که ما به ذکر چند نمونه از میان آن ها اکتفا می کنیم: