آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۲۴۱ - شهریست حسن و زلف و رخت صبح و شام اوست
شهریست حسن و زلف و رخت صبح و شام اوست
قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۳۶۷ - تا دل بر آتش غم جانانه سوختیم
تا دل بر آتش غم جانانه سوختیم
امیرعلیشیر نوایی : دیوان اشعار فارسی
مسدس - غزل حضرت مخدوم [جامی] است که بحکم عالی مسدس کرده شده است
کردمی در خاک کوی دوست مأوا کاشکی
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۳۱۱ - گر زان که به ذوق علم ما را دانی
گر زان که به ذوق علم ما را دانی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۷۹۵ - تا ز رخسار چو مه پرده برانداخته ای
تا ز رخسار چو مه پرده برانداخته ای
خاقانی : غزلیات
غزل ۳۷۲ - چه کرد این بنده جز آزاد مردی
چه کرد این بنده جز آزاد مردی
مولوی : غزلیات
غزل ۱۲۷۳ - ما به سلیمان خوشیم دیو و پری گو مباش
ما به سُلَیمان خوشیم دیو و پَری گو مَباش
افسر کرمانی : قصاید
شمارهٔ ۷۵ - پیک صبا
ای صبا، ای نفست قافله فروردین
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۲۱۸ - در حقیقت مقصد جسم و مراد دل یکی است
در حقیقت مقصد جسم و مراد دل یکی است
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۴۰۴ - جمعی که دراندیشه آن چشم خمارند
جمعی که دراندیشه آن چشم خمارند
قطران تبریزی : مقطعات
شماره ۱۶ - مرغ وفا برون ز جهان آشیان گرفت
مرغ وفا برون ز جهان آشیان گرفت
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۵۰۶ - بقدر جام بود شور و حالت مستان
بقدر جام بود شور و حالت مستان
هجویری : بابٌ ذکر ائمّتهم مِنْ أتباعِ التّابعین
۵۲- ابوالعبّاس احمدبن محمّد بن سهل الأَدَمی، رضی اللّه عنه
و منهم: شیخ ظرفا، و قدوهٔ اهل صفا، ابوالعباس احمدبن محمد بن سهل الأَدَمی، رضی اللّه عنه
عطار نیشابوری : باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه
شماره ۵۹ - ملکِ غم تو هر دو جهان بیش ارزد
ملکِ غم تو هر دو جهان بیش ارزد
صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۳۴۸ - دوش مرا در غم تو همدم و هم رای
دوش مرا در غم تو همدم و هم رای
هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۴۸ - ای که از یار نشان می طلبی، یار کجاست؟
ای که از یار نشان می طلبی، یار کجاست؟
اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
هنوز این چرخ نیلی کج خرام است
هنوز این چرخ نیلی کج خرام است
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۷۷۳ - هم تن مویم از آن میان که نداری
هم تن مویم از آن میان که نداری
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۶۶۵ - چند باشم در انتظار تو من
چند باشم در انتظار تو من
سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۲۵۲ - عالم به چشم مستان چون آب می نماید
عالم به چشم مستان چون آب می‌نماید