سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۱۷۹ - هرآن نسیم که ازکوی یار برخیزد
هرآن نسیم که ازکوی یار برخیزد رشیدالدین میبدی : ۲۸- سورة القصص- مکیة
۳ - النوبة الثانیة
قوله تعالى وَ ما کُنْتَ بِجانِبِ الْغَرْبِیِّ یعنى بجانب الوادى الغربى، و کان مقام موسى بالطور، اذ اللَّه عزّ و جلّ یکلّمه بجانب الغربى حیث تغرب الشّمس و القمر و النّجوم، موسى (ع) در وادى مقدس بر کوه بود که اللَّه تعالى با وى سخن گفت بجانب غرب ایستاده یعنى که آن کوه از آن وادى بجانب مغرب بود. آنجا که فروشدن آفتاب و ماه و ستارگان بود و آن کوه را غربى الجبل میگفتند. و روا باشد که غربى صفت وادى باشد یعنى که آن وادى سوى مغرب بود. إِذْ قَضَیْنا إِلى مُوسَى الْأَمْرَ یعنى کلّمنا موسى و فرغنا الیه ممّا اردنا تعریفه و ایصاه: مقاتل گفت: إِذْ قَضَیْنا إِلى مُوسَى الْأَمْرَ یعنى اذ عهدنا الى موسى الرّسالة لیلة الجمعة الى فرعون و قومه. باین قول جانب غربى قدمگاه موسى است لیلة النّار، آن شب که آتش دید و رسالت و نبوّت یافت. و قیل: إِذْ قَضَیْنا إِلى مُوسَى الْأَمْرَ یعنى قضینا هلاک فرعون فى الماء، باین قول جانب غربى دریا است یعنى ما کنت بجانب الغربىّ من البحر. و گفتهاند قضا اینجا بمعنى وصایت است چنان که در سوره بنى اسرائیل گفت: وَ قَضى رَبُّکَ اى وصىّ ربک أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ ، وَ ما کُنْتَ مِنَ الشَّاهِدِینَ اى من الحاضرین، فى ذلک المکان و من الشّاهدین لتلک الحالة، فاخبرناک به لیکون ذلک معجزة لک. وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۲۵۲ - بست زبان شکوه ام لب به سخن گشادنش
بست زبان شکوه ام لب به سخن گشادنش اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۶۳۷ - لبت از روزه چرا خشک چو عناب شود
لبت از روزه چرا خشک چو عناب شود صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۲۶۳ - از نور وحدت آن که دلش بهره ور شود
از نور وحدت آن که دلش بهره ور شود صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۳۱۱ - نه از دلبر توان دل برگرفتن
نه از دلبر توان دل برگرفتن صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۸۸۲ - خال لب تو داغ دل آب کوثرست
خال لب تو داغ دل آب کوثرست کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۱۴ - در بزم ملک زهره نواگر زیبد
در بزم ملک زهره نواگر زیبد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۸۴۳ - زگریه آینه هر دلی که روشن شد
زگریه آینه هر دلی که روشن شد نوعی خبوشانی : مثنوی سوز و گداز
بخش ۱۴ - صفت بهار و شرح حال خویش در زندان و خاتمه
بهار آمد به استقبال نوروز مهدی اخوان ثالث : زمستان
اندوه
نه چراغ چشم گرگی پیر صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۶۹۱ - کمکم دل مرا غم و اندیشه میخورد
کمکم دل مرا غم و اندیشه میخورد امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۲۳۶ - بدینسان کز تب هجران تنم در زیر پیراهن
بدینسان کز تب هجران تنم در زیر پیراهن ترکی شیرازی : فصل دوم - مدیحهسراییها
شمارهٔ ۲۶ - میدان عشق
عاشقا! گر عاشقی چون عاشقان با غم بساز فضولی : غزلیات
شماره ۳۷۵ - ما را هلاک غمزه خونریز کرده ای
ما را هلاک غمزه خونریز کرده ای بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۳۲ - حیف استکشد سعی دگر بادهکشان را
حیف استکشد سعی دگر بادهکشان را مجیرالدین بیلقانی : ملمعات
شماره ۵۰ - مکانک فی الوری اعلی المکان
مکانک فی الوری اعلی المکان اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۰۳۰ - بصبر اگرچه بسی روزها بسر کردم
بصبر اگرچه بسی روزها بسر کردم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۷۴۹ - چگونه پیش رخ نازک تو آه کنم
چگونه پیش رخ نازک تو آه کنم کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۱۸ - دورم از فتنه که در سایه مژگان توام
دورم از فتنه که در سایه مژگان توام
شماره ۱۷۹ - هرآن نسیم که ازکوی یار برخیزد
هرآن نسیم که ازکوی یار برخیزد رشیدالدین میبدی : ۲۸- سورة القصص- مکیة
۳ - النوبة الثانیة
قوله تعالى وَ ما کُنْتَ بِجانِبِ الْغَرْبِیِّ یعنى بجانب الوادى الغربى، و کان مقام موسى بالطور، اذ اللَّه عزّ و جلّ یکلّمه بجانب الغربى حیث تغرب الشّمس و القمر و النّجوم، موسى (ع) در وادى مقدس بر کوه بود که اللَّه تعالى با وى سخن گفت بجانب غرب ایستاده یعنى که آن کوه از آن وادى بجانب مغرب بود. آنجا که فروشدن آفتاب و ماه و ستارگان بود و آن کوه را غربى الجبل میگفتند. و روا باشد که غربى صفت وادى باشد یعنى که آن وادى سوى مغرب بود. إِذْ قَضَیْنا إِلى مُوسَى الْأَمْرَ یعنى کلّمنا موسى و فرغنا الیه ممّا اردنا تعریفه و ایصاه: مقاتل گفت: إِذْ قَضَیْنا إِلى مُوسَى الْأَمْرَ یعنى اذ عهدنا الى موسى الرّسالة لیلة الجمعة الى فرعون و قومه. باین قول جانب غربى قدمگاه موسى است لیلة النّار، آن شب که آتش دید و رسالت و نبوّت یافت. و قیل: إِذْ قَضَیْنا إِلى مُوسَى الْأَمْرَ یعنى قضینا هلاک فرعون فى الماء، باین قول جانب غربى دریا است یعنى ما کنت بجانب الغربىّ من البحر. و گفتهاند قضا اینجا بمعنى وصایت است چنان که در سوره بنى اسرائیل گفت: وَ قَضى رَبُّکَ اى وصىّ ربک أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ ، وَ ما کُنْتَ مِنَ الشَّاهِدِینَ اى من الحاضرین، فى ذلک المکان و من الشّاهدین لتلک الحالة، فاخبرناک به لیکون ذلک معجزة لک. وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۲۵۲ - بست زبان شکوه ام لب به سخن گشادنش
بست زبان شکوه ام لب به سخن گشادنش اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۶۳۷ - لبت از روزه چرا خشک چو عناب شود
لبت از روزه چرا خشک چو عناب شود صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۲۶۳ - از نور وحدت آن که دلش بهره ور شود
از نور وحدت آن که دلش بهره ور شود صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۳۱۱ - نه از دلبر توان دل برگرفتن
نه از دلبر توان دل برگرفتن صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۸۸۲ - خال لب تو داغ دل آب کوثرست
خال لب تو داغ دل آب کوثرست کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۱۴ - در بزم ملک زهره نواگر زیبد
در بزم ملک زهره نواگر زیبد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۸۴۳ - زگریه آینه هر دلی که روشن شد
زگریه آینه هر دلی که روشن شد نوعی خبوشانی : مثنوی سوز و گداز
بخش ۱۴ - صفت بهار و شرح حال خویش در زندان و خاتمه
بهار آمد به استقبال نوروز مهدی اخوان ثالث : زمستان
اندوه
نه چراغ چشم گرگی پیر صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۶۹۱ - کمکم دل مرا غم و اندیشه میخورد
کمکم دل مرا غم و اندیشه میخورد امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۲۳۶ - بدینسان کز تب هجران تنم در زیر پیراهن
بدینسان کز تب هجران تنم در زیر پیراهن ترکی شیرازی : فصل دوم - مدیحهسراییها
شمارهٔ ۲۶ - میدان عشق
عاشقا! گر عاشقی چون عاشقان با غم بساز فضولی : غزلیات
شماره ۳۷۵ - ما را هلاک غمزه خونریز کرده ای
ما را هلاک غمزه خونریز کرده ای بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۳۲ - حیف استکشد سعی دگر بادهکشان را
حیف استکشد سعی دگر بادهکشان را مجیرالدین بیلقانی : ملمعات
شماره ۵۰ - مکانک فی الوری اعلی المکان
مکانک فی الوری اعلی المکان اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۰۳۰ - بصبر اگرچه بسی روزها بسر کردم
بصبر اگرچه بسی روزها بسر کردم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۷۴۹ - چگونه پیش رخ نازک تو آه کنم
چگونه پیش رخ نازک تو آه کنم کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۱۸ - دورم از فتنه که در سایه مژگان توام
دورم از فتنه که در سایه مژگان توام