صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۱۴۱ - جمعی که جان به لب گویا سپرده اند
جمعی که جان به لب گویا سپرده اند مولوی : غزلیات
غزل ۵۲۳ - ای بیوفا جانی که او بر ذوالوفا عاشق نشد
ای بیوَفا جانی که او بر ذوالْوَفا عاشق نشُد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۸۱۰ - نفس به سینه ام از اضطراب می سوزد
نفس به سینه ام از اضطراب می سوزد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۹۱۲ - سبکروان ز غم روزگار بیخبرند
سبکروان ز غم روزگار بیخبرند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۶۶۷ - مرا ز پیر خرابات نکته ای یادست
مرا ز پیر خرابات نکته ای یادست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۰۹۲ - آه گرمی هست دایم در دل بی تاب من
آه گرمی هست دایم در دل بی تاب من صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۵۷۴ - بیقرار عشق در یک جا نمی گیرد قرار
بیقرار عشق در یک جا نمی گیرد قرار صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۸۹ - چه غم از کشتن عشاق فگارست ترا؟
چه غم از کشتن عشاق فگارست ترا؟ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۵۶۵ - خط غزال چشم را آهوی مشکین می کند
خط غزال چشم را آهوی مشکین می کند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۹۴۴ - مرا پاس ادب زان آستان مهجور می دارد
مرا پاس ادب زان آستان مهجور می دارد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۱۶۵ - مهربانی از میان خلق دامن چیده است
مهربانی از میان خلق دامن چیده است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۴۹۵ - لاله ها از پرتو رخسار او گلگون شدند
لاله ها از پرتو رخسار او گلگون شدند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۰۷۶ - عاقل ز فکر چون به در کبریا رسد
عاقل ز فکر چون به در کبریا رسد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۵۹۴ - از نظر دورکی آن خط بناگوش شود؟
از نظر دورکی آن خط بناگوش شود؟ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۰۶۸ - تندخویی با خلایق، مهر را کین کردن است
تندخویی با خلایق، مهر را کین کردن است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۸۸۸ - ز حرف بر لب شیرین او اثرماند
ز حرف بر لب شیرین او اثرماند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۱۰۵ - جویبار شیشه با دریای خم پیوسته است
جویبار شیشه با دریای خم پیوسته است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۴۴۲ - نیست در دست مرا غیر دعا، خوش باشد
نیست در دست مرا غیر دعا، خوش باشد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۹۴۵ - رزق وسیع در قدم میهمان توست
رزق وسیع در قدم میهمان توست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۰۲۳ - دلبستگی است مادر هر ماتمی که هست
دلبستگی است مادر هر ماتمی که هست
غزل ۴۱۴۱ - جمعی که جان به لب گویا سپرده اند
جمعی که جان به لب گویا سپرده اند مولوی : غزلیات
غزل ۵۲۳ - ای بیوفا جانی که او بر ذوالوفا عاشق نشد
ای بیوَفا جانی که او بر ذوالْوَفا عاشق نشُد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۸۱۰ - نفس به سینه ام از اضطراب می سوزد
نفس به سینه ام از اضطراب می سوزد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۹۱۲ - سبکروان ز غم روزگار بیخبرند
سبکروان ز غم روزگار بیخبرند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۶۶۷ - مرا ز پیر خرابات نکته ای یادست
مرا ز پیر خرابات نکته ای یادست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۰۹۲ - آه گرمی هست دایم در دل بی تاب من
آه گرمی هست دایم در دل بی تاب من صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۵۷۴ - بیقرار عشق در یک جا نمی گیرد قرار
بیقرار عشق در یک جا نمی گیرد قرار صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۸۹ - چه غم از کشتن عشاق فگارست ترا؟
چه غم از کشتن عشاق فگارست ترا؟ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۵۶۵ - خط غزال چشم را آهوی مشکین می کند
خط غزال چشم را آهوی مشکین می کند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۹۴۴ - مرا پاس ادب زان آستان مهجور می دارد
مرا پاس ادب زان آستان مهجور می دارد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۱۶۵ - مهربانی از میان خلق دامن چیده است
مهربانی از میان خلق دامن چیده است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۴۹۵ - لاله ها از پرتو رخسار او گلگون شدند
لاله ها از پرتو رخسار او گلگون شدند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۰۷۶ - عاقل ز فکر چون به در کبریا رسد
عاقل ز فکر چون به در کبریا رسد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۵۹۴ - از نظر دورکی آن خط بناگوش شود؟
از نظر دورکی آن خط بناگوش شود؟ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۰۶۸ - تندخویی با خلایق، مهر را کین کردن است
تندخویی با خلایق، مهر را کین کردن است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۸۸۸ - ز حرف بر لب شیرین او اثرماند
ز حرف بر لب شیرین او اثرماند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۱۰۵ - جویبار شیشه با دریای خم پیوسته است
جویبار شیشه با دریای خم پیوسته است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۴۴۲ - نیست در دست مرا غیر دعا، خوش باشد
نیست در دست مرا غیر دعا، خوش باشد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۹۴۵ - رزق وسیع در قدم میهمان توست
رزق وسیع در قدم میهمان توست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۰۲۳ - دلبستگی است مادر هر ماتمی که هست
دلبستگی است مادر هر ماتمی که هست