خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری از صائب تبریزی است که به موضوعاتی مانند عقلانیت، عرفان، تقدیر، رضایت و ناامیدی از دنیا می‌پردازد. شاعر با استفاده از استعاره‌ها و تمثیل‌های مختلف، به بیان محدودیت‌های انسان در برابر عظمت الهی و ناتوانی در رسیدن به کمال مطلق می‌پردازد.

مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و تمثیل‌ها نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارند.

مشاهده کامل

غزل ۴۰۷۶ - عاقل ز فکر چون به در کبریا رسد

عاقل ز فکر چون به در کبریا رسد
از موج آب مرده به دریا کجا رسد ۱

در وادیی که خضر در او موج می زند
ما ایستاده ایم که بانگ درا رسد ۲

در زاهدان سماع سرایت نمی کند
شاخ بریده را چه مدد از صبا رسد ۳

در ترک خواهش است اگر هست دولتی
نعمت فزون به مردم بی اشتها رسد ۴

پیچد به دست وپای مگس دام عنکبوت
زور فلک به مردم بی دست وپارسد ۵

در پیری از سعادت دنیا چه فایده
آخر به استخوان چه ز بال هما رسد ۶

چشم صفا ندارم ازین تیره خاکدان
یعقوب را چه روشنی از توتیا رسد ۷

صائب ز چشم او طمع مردمی خطاست
بیمار چون به درد دل خلق وا رسد ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۰۷۵ - لعل تو خنده بر گهر آفتاب زد
گوهر بعدی:غزل ۴۰۷۷ - زخم از هنر همیشه به صاحب هنر رسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.