خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از احساسات عمیق خود نسبت به معشوق و دردهای عاشقانه‌اش سخن می‌گوید. او از شکوه‌ها و حسرت‌هایش می‌گوید و تأثیر صحبت و دعاهایش را بیان می‌کند. همچنین، به تلخی ناکامی‌ها و زخم‌های عاطفی اشاره می‌کند که بر دلش سنگینی می‌کنند.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۱۱۸ - دلم امروز از آن لب هر زمان شکری دگر دارد

دلم امروز از آن لب هر زمان شکری دگر دارد
زبان کز شکوه‌ام پر زهر بود اکنون شکر دارد ۱

دگر راه کدامین کاروان صبر خواهد زد
که چشمش سد نگهبان در کمینگاه نظر دارد ۲

به یک صحبت که با او داشت دل کز من بحل بادا
دگر نامد ز من یادش بلی صحبت اثر دارد ۳

دعاهای سحر گویند می‌دارد اثر آری
اثر می‌دارد اما کی شب عاشق سحر دارد ۴

ز هر کس بیشتر مهر تو دارم وین دلیلم بس
که هر کس را فزونتر مهر ، حسرت بیشتر دارد ۵

عجب نبود ز وحشی گریه‌های تلخ ناکامی
که زهرآلوده پیکانهای حسرت بر جگر دارد ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۷ - خواهم آن عشق که هستی ز سرما ببرد
گوهر بعدی:غزل ۱۱۹ - به زیر لب حدیث تلخ ، کان بیدادگر دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.