خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد عشق و غم مینالد و از بیقراری دلش سخن میگوید. او از سیلاب اشکهایش و بیپناهی خود یاد میکند و به زیبایی معشوق و عشق اشاره دارد. همچنین، از دوری عشق و ناآگاهی از دین و آیین آن گله میکند و در پایان، از وابستگی دلش به معشوق و امید به رسیدن به او سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۹۹ - بت ابرو کمانی از کمینی
بت ابرو کمانی از کمینی
به تیرم می زند بی جرم و کینی ۱
به کوی میفروشان خانه کردم
نمی دانستم که ای غم در کمینی ۲
برد سیلاب اشکم خانه از بن
به دستم گر نیفتد آستینی ۳
به خوبان در حقیقت معنی عشق
به صورت آفرین است آفرینی ۴
دهم جان گرچه مقداری ندارد
نیاز ما به چشم نازنینی ۵
دلم را نیست چندان صبر و آرام
که بنشینم زمانی بر زمینی ۶
ز هفتاد و دو ملت دوری ای عشق
ندانم خود تو دارای چه دینی ۷
چراغ خاطر خلوت سیه شد
بیار ای سینه آه آتشینی ۸
دل اندر خرمن زلف تو بسته است
اگر تخمی نکارد خوشه چینی ۹
به تیرم می زند بی جرم و کینی ۱
به کوی میفروشان خانه کردم
نمی دانستم که ای غم در کمینی ۲
برد سیلاب اشکم خانه از بن
به دستم گر نیفتد آستینی ۳
به خوبان در حقیقت معنی عشق
به صورت آفرین است آفرینی ۴
دهم جان گرچه مقداری ندارد
نیاز ما به چشم نازنینی ۵
دلم را نیست چندان صبر و آرام
که بنشینم زمانی بر زمینی ۶
ز هفتاد و دو ملت دوری ای عشق
ندانم خود تو دارای چه دینی ۷
چراغ خاطر خلوت سیه شد
بیار ای سینه آه آتشینی ۸
دل اندر خرمن زلف تو بسته است
اگر تخمی نکارد خوشه چینی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۸ - نوازیم تو اگر بر نگارش قلمی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰ - به دریا خویش را تا لا نبینی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.