اهلی شیرازی : قطعات
شماره ۱۱۵ - مجرد باش چون مردان بعالم
مجرد باش چون مردان بعالم ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۱۲۱ - روزی که ز روح بند تن بردارم
روزی که ز روح بند تن بردارم ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٨۶۶ - مرا در خفیه دی میگفت یاری
مرا در خفیه دی میگفت یاری مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۲۷۸ - مدح یکی از شهان
ای خنجر بران تو روز وغا برهان تو اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
بسا کس اندوه فردا کشیدند
بسا کس اندوه فردا کشیدند ملا احمد نراقی : باب چهارم
قدرت نمائی حق در خلقت انسان
و اما انسان: پس این خود ظاهر است که اول او قطره آبی بود گندیده که در تمام اجزای بدن مستغرق بود و خداوند حکیم از حکمت بالغه محبتی میان مرد و زن قرار داد، و به کمند شهوت ایشان را به جانب مجامعت کشید تا به حرکت «وقاعیه نطفه از مواضع مستغرقه، مستخرج شود و آلت رجولیت را قوه دفع، و رحم زن را قوه جذب عطا کرد تا نطفه مرد را به جانب خود جذب نمود و با منی زن ممزوج شده و در رحم قرار گرفت. اوحدی مراغهای : منطقالعشاق
تمامی سخن
دگر بار آن بت از خواری پشیمان ایرانشان : کوشنامه
بخش ۲۴۲ - پیشنهاد قارن به کوش برای جنگ تن به تن
یکی روز قارن دژمناک بود ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱۶۱ - ای به جبین و هر دو رخ زهره یکی و ماه دو
ای به جبین و هر دو رخ زهره یکی و ماه دو رشیدالدین میبدی : ۷- سورة الاعراف
۶ - النوبة الاولى
قوله تعالى: إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ خداوند شما اللَّه است الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ او که بیافرید آسمانها و زمینها را فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ در شش روز ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ پس مستوى شد بر عرش یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهارَ در میکشد شب تاریک را در سر روز روشن یَطْلُبُهُ حَثِیثاً تا آن را مىجوید بشتاب وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ و آفتاب و ماه و ستارگان مُسَخَّراتٍ نرم کرده و روان بِأَمْرِهِ بفرمان خداى أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ آگاه باشید که او راست آفریده و فرمان در آفریده تَبارَکَ اللَّهُ برتر و بزرگوارتر، پاکتر و با بابرکتتر کسى اللَّه است رَبُّ الْعالَمِینَ (۵۴) خداوند جهانیان. نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۷۳ - شب تیره وره سخت، چنین سست چرایی
شب تیره وره سخت، چنین سست چرایی سعیدا : غزلیات
شماره ۲۰۹ - ای خضر خو گرفته مذاقم به آب تلخ
ای خضر خو گرفته مذاقم به آب تلخ اهلی شیرازی : تواریخ
شماره ۳۲ - تاریخ فوت میرزا محمود
دریغ از میرزا محمود خوش خلق بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۵۰۵ - یکدو دم هنگامهٔ تشویش مهر و کینه بود
یکدو دم هنگامهٔ تشویش مهر و کینه بود سنایی غزنوی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴ - در مدح بهرامشاه از زبان او
مردی و جوانمردی آئین و ره ماست جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۴ - ای به روی تو دیده باز مرا
ای به روی تو دیده باز مرا حمیدالدین بلخی : مقامات حمیدی
المقامة الثامنه - فی السفر و المرافقة
حکایت کرد مرا دوستی که در مودت ید بیضا داشت و در محبت رای بینا که: وقتی از اخوان حضر مشتکی شدم و بر عصای سفر متکی گشتم. جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۸۴۴ - و قمری از فغان خود را دمی بیکار نگذارم
و قمری از فغان خود را دمی بیکار نگذارم جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۵۸۵ - جمال روی تو بر ملک دل چو سرور شد
جمال روی تو بر ملک دل چو سرور شد امیرخسرو دهلوی : مثنویات
شمارهٔ ۶۰ - ردالعجز علی الصدر
عود قماری که همی داد دود
شماره ۱۱۵ - مجرد باش چون مردان بعالم
مجرد باش چون مردان بعالم ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۱۲۱ - روزی که ز روح بند تن بردارم
روزی که ز روح بند تن بردارم ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٨۶۶ - مرا در خفیه دی میگفت یاری
مرا در خفیه دی میگفت یاری مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۲۷۸ - مدح یکی از شهان
ای خنجر بران تو روز وغا برهان تو اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
بسا کس اندوه فردا کشیدند
بسا کس اندوه فردا کشیدند ملا احمد نراقی : باب چهارم
قدرت نمائی حق در خلقت انسان
و اما انسان: پس این خود ظاهر است که اول او قطره آبی بود گندیده که در تمام اجزای بدن مستغرق بود و خداوند حکیم از حکمت بالغه محبتی میان مرد و زن قرار داد، و به کمند شهوت ایشان را به جانب مجامعت کشید تا به حرکت «وقاعیه نطفه از مواضع مستغرقه، مستخرج شود و آلت رجولیت را قوه دفع، و رحم زن را قوه جذب عطا کرد تا نطفه مرد را به جانب خود جذب نمود و با منی زن ممزوج شده و در رحم قرار گرفت. اوحدی مراغهای : منطقالعشاق
تمامی سخن
دگر بار آن بت از خواری پشیمان ایرانشان : کوشنامه
بخش ۲۴۲ - پیشنهاد قارن به کوش برای جنگ تن به تن
یکی روز قارن دژمناک بود ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱۶۱ - ای به جبین و هر دو رخ زهره یکی و ماه دو
ای به جبین و هر دو رخ زهره یکی و ماه دو رشیدالدین میبدی : ۷- سورة الاعراف
۶ - النوبة الاولى
قوله تعالى: إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ خداوند شما اللَّه است الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ او که بیافرید آسمانها و زمینها را فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ در شش روز ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ پس مستوى شد بر عرش یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهارَ در میکشد شب تاریک را در سر روز روشن یَطْلُبُهُ حَثِیثاً تا آن را مىجوید بشتاب وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ و آفتاب و ماه و ستارگان مُسَخَّراتٍ نرم کرده و روان بِأَمْرِهِ بفرمان خداى أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ آگاه باشید که او راست آفریده و فرمان در آفریده تَبارَکَ اللَّهُ برتر و بزرگوارتر، پاکتر و با بابرکتتر کسى اللَّه است رَبُّ الْعالَمِینَ (۵۴) خداوند جهانیان. نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۷۳ - شب تیره وره سخت، چنین سست چرایی
شب تیره وره سخت، چنین سست چرایی سعیدا : غزلیات
شماره ۲۰۹ - ای خضر خو گرفته مذاقم به آب تلخ
ای خضر خو گرفته مذاقم به آب تلخ اهلی شیرازی : تواریخ
شماره ۳۲ - تاریخ فوت میرزا محمود
دریغ از میرزا محمود خوش خلق بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۵۰۵ - یکدو دم هنگامهٔ تشویش مهر و کینه بود
یکدو دم هنگامهٔ تشویش مهر و کینه بود سنایی غزنوی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴ - در مدح بهرامشاه از زبان او
مردی و جوانمردی آئین و ره ماست جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۴ - ای به روی تو دیده باز مرا
ای به روی تو دیده باز مرا حمیدالدین بلخی : مقامات حمیدی
المقامة الثامنه - فی السفر و المرافقة
حکایت کرد مرا دوستی که در مودت ید بیضا داشت و در محبت رای بینا که: وقتی از اخوان حضر مشتکی شدم و بر عصای سفر متکی گشتم. جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۸۴۴ - و قمری از فغان خود را دمی بیکار نگذارم
و قمری از فغان خود را دمی بیکار نگذارم جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۵۸۵ - جمال روی تو بر ملک دل چو سرور شد
جمال روی تو بر ملک دل چو سرور شد امیرخسرو دهلوی : مثنویات
شمارهٔ ۶۰ - ردالعجز علی الصدر
عود قماری که همی داد دود