خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که به زندگی زودگذر و ناپایدار اشاره می‌کند و از مخاطب می‌خواهد که از غم و اندوه دنیا دوری کند و به لذت‌های زودگذر مانند نوشیدن باده روی آورد. شاعر از آزادی از تعلقات دنیوی سخن می‌گوید و به مخاطب توصیه می‌کند که به داده‌های خداوند راضی باشد و از جستجوی وفا و عهد در دنیای ناپایدار دست بردارد. همچنین، شاعر به مخاطب یادآوری می‌کند که لطف و سخن زیبا موهبتی الهی است و نباید به آن حسد برد.

متن شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مصرف باده و مفاهیم مرتبط با آن ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۷ - بیا که قصر امل سخت سست بنیادست

بیا که قصرِ اَمَل سخت سست‌بنیادست
بیار باده که بنیادِ عمر بر بادست ۱

غلامِ همّتِ آنم که زیرِ چرخِ کبود
ز هر چه رنگِ تعلّق پذیرد آزادست ۲

چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب
سروشِ عالَمِ غیبم چه مژده‌ها دادست ۳

که ای بلندنظر شاهبازِ سِدره‌نشین
نشیمن تو نه این کُنجِ محنت‌آبادست ۴

تو را ز کنگرهٔ عرش می‌زنند صفیر
ندانمت که در این دامگه چه افتادست ۵

نصیحتی کنمت یاد گیر و در عمل آر
که این حدیث، ز پیرِ طریقتم یادست ۶

غمِ جهان مخور و پندِ من مَبَر از یاد
که این لطیفهٔ عشقم ز رهروی یادست ۷

رضا به داده بده وز جبین گره بگشای
که بر من و تو دَرِ اختیار نگشادست ۸

مجو درستیِ عهد از جهانِ سست‌نهاد
که این عجوز، عروسِ هزاردامادست ۹

نشان عهد و وفا نیست در تبسّمِ گل
بنال بلبل بی‌دل که جای فریادست ۱۰

حسد چه می‌بری ای سست‌نظم بر حافظ؟
قبولِ خاطر و لطفِ سخن خدادادست ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۶ - تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست
گوهر بعدی:غزل ۳۸ - بی مهر رخت روز مرا نور نماندست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.